Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers
Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers

آن آب و آن نقطه

یه چند روزی درگیر آب جمع کنی جای خونه مون بودم. نه بارون آمده بود و نه این آب مال خانه خودمان وسط شهر بود. بخش اعظمی از آب شیرین تصفیه شده حروم شده خانه خراب کن یک جا جمع شده بود که من باید با طی آن را به یک سمتی می‌بردم. فایده هم نداشت و کار را رها کردم.

در این اثنا کار دیگری هم بهم محول شد و آن تمیز کردن نقاط چربی کهنه بود. برای تمیز کردن آنها باید جوهر نمک میریختم و چون شیر آب نبود با همان جارو باید پخش‌شان میکردم و همینطور تا آخر. یک روز کامل هم باید برای این کار جدا میکردم. ناگفته نماند که این یک روز کامل از سر حیله هم بود و تا چند روز ادامه پیدا کرد و حتی آثارش تا فردا و چند روز دیگه ادامه داره.

اما، بخش جالب ماجرا اونجایی هست که من مثل فیلسوف های ماکارونی خور پی به یک نکته که نه، بلکه یک نقطه بردم. 

من همین طور که سر جایم ایستاده بودم باید جوهر نمک را با جارو پخش میکردم. عجیب که این دسته جارو مثل یک وجه پرگار شده بود و خودم که عمود ایستاده بودم، وجه دیگر پرگار شده بودم. کافی بود در تنها نقطه ثقلی خودم رو یک تکونی بدهم و بارها اشکال هندسی دایره را شکل دهم. دایره، دایره، دایره.

دایره، مربع، اشکال هندسی معماری ایوان و مدائن. آیا همه اینها در شرایط اجبار تولید شدند و تکثر پیدا کردند؟

همه چیز از یک نقطه شروع شده بود و من وسط آن نقطه بودم.

آن آب و آن نقطه

یاد کتاب شرح لمعه افتادم که از مهم ترین کتاب های فقهی شیعیان است. این کتاب توسط شهید ثانی در زندان نوشته شده. بعد از او، کتابش تبدیل به مهم ترین کتب شیعیان میشود و بقدری شرح و حاشیه کنارش مینویسند که تبدیل به کتاب چند هزار صفحه ای میشود.

آن آب که جمع نمیشد

آن آب که نمی توانستم جمعش کنم آیا مفید بود یا نه؟

بلکه مفید بود. من رو یاد آن نقطه انداخت. یاد کتاب خلاصه و کوچک اول شهید ثانی. هر چه خلاصه تر بهتر؛ اگر آب می آمد و همه فصل های اضافی کتاب را میبرد چه میشد؟

یک فصل باقی نمی ماند؟

وقتی داشتم تفسیر سوره حمد امام خمینی را می خواندم اولین نکته ای که توجهم رو جلب کرد تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم بود. امام خمینی نوشته بود کل کتاب قرآن در سوره حمد خلاصه میشود. کل سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه میشود و کل بسم الله الرحمن الرحیم در ب "باسم" خلاصه میشود. و آن خلاصه در نقطه ای هست که ما به آن امیر المومنین علی علیه السلام می گوییم. 

البته، از عشق حسین علی برای ما تفسیر میشود.

خلاصه اینکه از آن آب بر زمین مانده و آب بازی رسیدم به حسین علیه السلام و کمی تاریخ خواندم.

_______________________________________

That water and that point
I remembered the book "Sharh Lomeh" which is one of the most important books of Shia jurisprudence. This book was written by Shahid Thani (Sani), in prison. After him, his book becomes one of the most important books of the Shiites, and they write so much commentary and margins that it becomes a book of several thousand pages.

The water that did not collect
The water that I could not collect, was it useful or not?
But it was useful. It reminded me of that place. Remembrance of the first summary and small book of Shahid Sani. The shorter the better; What would happen if water came and took away all the extra chapters of the book?

Not one season left?
When I was reading Imam Khomeini's interpretation of Surah Hamad, the first point that caught my attention was the interpretation of (بسم الله الرحمن الرحیم) Bismillah, Rahman, Raheem. Imam Khomeini wrote that the entire book of the Qur'an is summed up in Surah Hamad. The whole Surah Hamad is summed up in Bismillah al-Rahman al-Rahim, and the whole Bismillah al-Rahman al-Rahim is summed up in B "Bism". And that summary is at the point that we call Amir al-Mu'minin Ali (peace be upon him).
Of course, the love of Imam Hossein (Husayn) , the son of Ali is interpreted for us, as a basis of knowing Ali (peace be upon him).
In short, I reached Husayn peace be upon him and read a little history.