چند وقت پیش که دیجیکالا راه انداخته بود، من فقط خودم نمی فروشم، بیایید من به همه تون کمک میکنم، من کارآفرینم، ما رفتیم به عنوان فروشنده ثبت نام کنیم. اول نگاه کردم سی-چهل تا فروشگاه اسم گذاشته بود که اینها به طور نمونه فروشگاه مردمند که دیجیکالا نیستند. شما هم بیایید فروشگاهتون رو بگذارین. اول چک کردم فروشگاه ها رو دیدم که اینها انگار همه فروشگاه های وابسته خودش هستند. مال عمه و دایی و خاله خودش هستند. گفتم عیب نداره، منم می آیم فروشگاه خودم رو ثبت میکنم.
اول که قرارداد ترکمنچای میخواست ازم. با چه کارمزد و درصدی که میخواست ازم بگیره. گفتم اوکی، اینم قبول.
هزار مرحله و اینها رو طی کردم. استعلام از ثبت احوال هم برایم گرفت. کلی مدرک ازم گرفت، وقتی خواستم شماره شبا رو ثبت کنم، میگفت این مرحله رد نمیشه. به پشتیبانی سایت هم نوشتم که جوابم رو هم نداد.
حالا اومدیم میبینم بیخود نبود که فقط دنبال خودش و رفقایش بود. معلوم شد، رفیق هایش تنهاخورهای سلطنت طلب و برانداز ها هستند؛ کسانی که عادت به دزدی داشتند، مثل پهلوی چی ها. چهار نفر آدم معمولی هم که میخواسته برای فروش در سایتش بگذاره، برای پوشش کارهایش بوده.
این چند سال، چون اصلاح طلبان مومنین را به فقر کشانده اند، داره خودش رو نشون میده. رفته هدابیوتی تحریم کرده. آخرین کارش اینه که صفحه هدی بیوتی که یک برند معمولیه و یک دختری را نشان داده که عکس ترامپ رو سوزونده، بسته و گفته محصولاتش رو نمی فروشم.
حالا بعدا معلوم بشه که در پوشش آنلاین حتی سلاح هم برای بقیه میفرسته. کاری که سایت ترب تاحدی داشت از خودش نشان میداد. موقع شبه کودتایی که 18 و 19 دی این اغتشاشگران راه انداختند، ترب داشت تبلیغ چوب بیس بال خاردار تو دست اغتشاشگرا رو میکرد.
همین ترب، وقتی میخواد یک سوزن دوزی محلی را برای فروش بذاره، ورودی صفحه اش میکنه و به جایش کم کم جنس خارجی رو قالبت میکنه. معلوم شد اون هم مزدور اجنبی بود. بیخود نبود انقدر پولدار بود. اسمش این است که یک سایت محلی است که میره ارزان ترین ها رو پیدا میکنه، ولی هم بعنوان فروشگاه باید پول ثبت نام بهشون بدهی، هم اگر تولید صنایع دستی محلی داشته باشی، خصوصا در زمینه فرش و گلدوزی و شماره دوزی که من نگاه کردم، کالای مشابه پیشنهادی نداره، گویی کمتر فروشگاهی در این زمینه پیدا میشه که قصد رقابت داره. این درحالیست که فروشگاه های زیادی هستند که چون ثبت نام در ترب نداشته اند، در لیست آن نیز نیامده اند.
____________________
Some time ago, when he started Digikala, I don't just sell myself, come on, I'll help you all, I'm an entrepreneur, we went to register as a seller. First, I looked at thirty-forty stores, which are typical people's stores that are not Digikala. You too, come and register your store. First, I checked the stores and saw that they all seemed to be his affiliated stores. They are owned by his aunt, uncle and aunt. I said, no problem, I'll come and register my own store.
First, he wanted me to sign the Turkmenchay contract. What fee and percentage did he want to charge me? I said, OK, I accept.
I went through a thousand steps and all that. He also asked me to inquire about the civil registry. He asked me for a bunch of documents, when I wanted to register my night number, he said that this step would not be passed. I also wrote to the site's support, but they didn't even answer me.
Now that we've come, I see that it wasn't for nothing that he was only after himself and his friends. It turned out that his friends were monarchist loners and subversives; those who had a habit of stealing, like the Pahlavis. The four ordinary people he wanted to put up for sale on his site were also to cover his work.
For the past few years, because the reformists have driven the faithful into poverty, he has been showing himself. He has gone and boycotted Hoda Beauty. His latest work is that the Hoda Beauty page, which is an ordinary brand, showed a girl who burned Trump's picture, closed it, and said that she would not sell her products.
Now it turns out that it was even sending weapons to others in online coverage. Something that the Torob site was showing itself to some extent. During the pseudo-coup that these rioters launched on January 8 and 19, Torob was advertising a thorny baseball bat in the hands of a rioter.
This same Trob, site when it wants to sell a local needlework, enters its page and gradually molds foreign goods in its place. It turned out that he was also a foreign mercenary. It was not for nothing that he was so rich. Its name is that it is a local site that goes to find the cheapest ones, but as a store you have to pay them registration fees, and if you have local handicraft production, especially in the field of carpets and embroidery and number embroidery, which I looked at, there is no similar product offered, as if there are few stores in this field that intend to compete. This is while there are many stores that are not listed on Torob because they are not registered with it.
دیروز یکی از این نسل جدیدها، دهه هشتادی ها حرفی زد که برام جالب بود. میگفت به هر حال باید این آشوب ها باشه تا امام زمان ظهور کنه. بعد هم طوریکه انگار این آشوبها دستپخت خود امام زمان باشه گفت اونوقت اون می آید و همه را خاموش میکنه!
من خیلی بهم برخورد. میتوانستم ساکت باشم، ولی به خاطر ثباتی که دوست داشتم گفتم نه، باید ثبات باشه تا امام زمان ظهور کنه. باید حداقل یک بخشی از جامعه بشری در ثبات باشه، که اینها سرداران امامند.
برایش مثال هم زدم. گفتم در قرآن آمده که دعای ائمه را دستکم نگیریم. حال، اگر حضور خود امام زمان را دعا در نظر بگیریم و آن را روی کاغذ بنویسیم و از آنطرف معادل بیش از هفتصد نقطه ایران که اغتشاشات دی ۱۴۰۴ صورت گرفت کنار و اطراف آن دعا نام مکان را بنویسیم چه میبینیم؟
میبینیم که آن دعا را به سختی باید از بین آن کلمات بیابیم.
حالا بماند که آن دختر هم همان موقع که اسم کاغذ و نوشتن کلمه دعا را معادل دعانویسی گرفته بود و میتوانست برداشت های اینطور داشته باشد.
او گفت من البته موافق آشوبها نیستم، ولی گفته شده که همه جا بلبشو میشه و امام زمان آن وسطها می آیند.
البته اغتشاشات دی ۱۴۰۴ بیشتر برای ما یادآور حضور تاریخی هند جگرخوار بوده است؛ در همان زمان صدر اسلام، هنگامی که کفار با مسلمانان میجنگیدند تا از مسلمان شدن آنها جلوگیری کنند، یک زن کافری بود به نام هند که میداد جگر مسلمانان را دربیاورند تا او آن را بخورد.
اگر دقت کنید در طول تاریخ رفتارهای داعشی گونه امروزی به کافرانی انتساب داده میشود که هند جگرخوار نماینده آنها بوده است.
از همان زمان زنانی در تاریخ بوده اند که آنچنان هزینه میکرده اند و این چنین وحشی گری را رواج میداده اند.
شاید نسل جدید با این دیدگاه آشوب طلبی به واسطه حضور در شبکه های اجتماعی خارجی و پخش فیلم های ماهواره ای، و جدیدا نیز سینمای مروج خشونت، بیشتر آشنا باشد، ولی زمان ما که آرامش بیشتری بود، قرار بود امام زمان وقتی ظهور کند که زمینه سازی ظهورش را با استمرار استقرار حاکمیت اسلامی فراهم کرده باشیم.
یک زمانی بود که مردم فکر میکردند قاطبه بدنه نظام از دو طرف اصلاح طلب و اصول گرا تشکیل دهنده سرداران امام هستند. برخی، حتی فکر میکردند رفسنجانی جزو سرداران امام زمان هم میتواند باشد. همه را الهی و آماده پذیرش امام میدیدیم. آن زمان فقط رسانه های متمرکزی بود که کمتر از فساد در بین مسئولان نظام باخبر میشدیم. البته، به طور ویژه باید گفت که فسادی هم در آن زمان بود، اغلب شخصی بود. مزدورها و مجریان برنامه های بیگانه در کشور کمتر بودند. مثلا همین رفسنجانی، خودش بود، اما او کم کم توسط اطرافیانی که خود واقعی شان نبودند (مزدور بیگانه بودند) تفکری پیدا کرد خلاف نظام. تفکری پیدا کرد که رسما به دنبال خلع سلاح مسلمانان خلاف نص صریح قرآن (آیه واعدوا لهم مستطعتم) بود. وقتی کیسه های مسئولینی که بیگانه نبودند با مال حرامی که از فساد اقتصادی کسب کرده بودند، پر شد، سیاهی بین مسئولان بیشتر شد، در حالیکه هنوز بیشتر مردم نمیدیدند.
انقدر مردم فکر میکردند که ما خوبیم والآن وضع برقراری عدالت در کشور خوب پیشرفته که فقط مانده خود امام زمان ظهور کند. کسی احساس نمیکرد که لازم است برای ظهور امام زمان کاری بکند و نقشی داشته باشد. او فکر میکرد که آن بالا همه پاک و یاران امام زمان هستند و مردم عادی نقش سرباز کوچکی را در یکی از نقاط کوچک شهر امام زمان بعد از ظهور او بازی خواهد کرد.
بعد از رخدادهای دردناک 78 که خود فتنه ای بود، کم کم بخش قلیلی از مردم متوجه شدند که آنقدر هم که فکر میکنند همه چیز آماده پذیرش امام نیست. نفوذ سیاهی به شکل پراکنده در بین مسئولین رخ داده. هنوز رسانه ای دست ما نبود، تا رخداد 88 که این نقاط سیاه به رگه های سیاهی پر رنگ شده و مردم بیشتری آن را تشخیص دادند که روز نه دی سیل جمعیت این فتنه را خواباند. در چنین حالتی که رسانه حتی دست مردم انقلابی ساده نبود، فهمیدیم و به ما گفتند که برای دفاع از اسلام و خود، حتی، باید کاری بکنیم.
آنجاها که فتنه ۸۸ صورت گرفت و بی عدالتی نسبت به بدنه انقلابی و حزب الهی شکل گرفت، عده انگشت شماری مثل من کم کم از لاک سکوت خود درمی آمدیم تا با بیان خود لااقل اثبات کنیم که حق ما چه بود که ادا نشده و زمینه ظهور امام زمان هم فراهم نشده. در تمام این سالها انقلابی ها و بدنه انقلابی تحت فشار نفوذی ها و دولت های خائن اصلاح طلب بود. نفوذی ها در دوره احمدی نژاد و خائنین در دوره مکتب های گران کن رفسنجانی، خاتمی بود. بعد که روحانی آمد، فاصله طبقاتی بقدری شدید شد و در این میان طبقه متوسط انقلابی بقدری پرت افتاد که سرداری مثل فخری زاده، و فریدون عباسی نیز خانه نشین شدند. از آن طرف، چه کسی جای اینها را در لایه های حکومت نظام پر میکرد؟ نفوذی ها، اصلاح طلبان و ضد دین ها. می آمدند تا جیب های خود را پرتر کرده و علیه اسلام و حزب الهی ها بیشتر جوسازی کنند، طوریکه روحانی در سال 92 با لشگری از زنان بدحجاب و خانواده های ضدحزب الهی رای زیادی آورد. در تمام این سال ها حزب الهی ها کم نشدند، زیاد نشدند و حذف هم نشدند، ولی نمردند. در عین حال، اصلاح طلب ها زیاد شدند، نرخ تشکیل خانواده و فرزندآوری آنها بیشتر از حزب الهی ها شد. با این وجود حزب الهی ها متوجه نمیشدند در این اخراج شدن از جایگاه های نظام هم وظایفی دارند و لازم است جهادی بکنند. برخی از اخراجی ها خسته شده بودند، و اغلب مردم هنوز فکر میکردند که حتی دولت با اینهمه فسادی که از گوشه و کنار آن پیش می آید اسلامی است. به این واسطه از انتقاد و بیان فساد توسط خودشان امتناع میکردند. صبر میکردند تا رای بیاورند، و با قانونمداری و با رای مشکلات کشور را حل کنند. فرق حزب الهی ها در اعتماد به نظام، آن بود که ماهواره نداشتند، یا به ماهواره اعتقادی نداشتند. برای همین اگر فسادی را در ماهواره مطرح میکردند، باور نداشتند. اصلاح طلب ها و ضدحزب الهی ها از اول انقلاب به اسلامی بودن نظام اعتقادی نداشتند و همیشه اعتماد بیشترشان به رسانه های ماهواره بود. اگر ماهواره میگفت بروید به روحانی رای بدهید میرفتند، و اگر نمی گفت نمی رفتند. آن ماهواره برای اینکه آنها را جمع کند، همیشه بخشی از فسادی را که رسانه ملی به ما نمیگفت، او به مخاطبینش نشان میداد. این مخاطبین با این شکلات ها ذوق میکردند، و همیشه حس دانای برتر نسبت به حزب الهی ها داشتند. رسانه های اصلاح طلب در تمام این سالها از ابتدای انقلاب، گهگاهی که این فسادها را منتشر میکردند، داد و فریاد آن را برسر معدود حزب الهی هایی که در لایه های نظام بودند میکوبیدند و اسلام را متهم میکردند. باز هم حزب الهی ها خیلی متوجه این داد وفریادها نمیشدند، چون رسانه ای که دنبال میکردند، رسانه های رسمی نظام بود. تا اینکه بعد از تحمل سالهای دراز، نزدیک به 37 سال، از ابتدای انقلاب مردی از تبار اسلام که سردار رشیدی بود و واقعا در دید همه مردم حزب الهی سردار امام زمان بود را مردم به عنوان به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند. آنوقت مردم تازه فهمیدند رسانه یعنی چه. این رسانه های اصلاح طلب، ماهواره، فضای مجازی، هر روز پر میشد علیه ضعف های دولت اسلامی او. قاطبه حزب الهی ها تازه 1401 فهمیدند شهروند رسانه یعنی چه، و از دشمنشان جهاد تبیین را یاد گرفتند. تا امروز که نسل جوان را میبینیم که آنقدر فتنه ها در اطرافش را زیاد میبیند که تصور میکند این فتنه ها هستند که زمینه ظهور را ایجاد میکنند.
ممکن است تعداد فتنه ها در دوره ای که امام زمان ظهور میکند بالا برود. آن هم تلاشهای ابلیس و شیطان است تا آنجا که میتواند ظهور امام زمان را به تاخیر بیندازد، ولی سرداران باثبات امام باید آماده شده باشد تا امام با خیال راحت بتواند وقایع آخر زمانی را که ناشی از فریب عده ای قدرت طلب حسود است را مدیریت کند. آنقدر باید امکانات از جنبه های مختلف قدرت فراهم کرده باشیم که فقط مانده باشد امام زمان تشریف بیاورند.
این مدیریت نهایی که خود ما شیعیان به تنهایی قادر نیستیم انجام دهیم توسط ایشان و با همراهی ۳۱۳ نفر یاران مهدی صورت میگیرد. این ۳۱۳ نفر لزوما یاری دهندگان همان دوره نیستند. به اینها میگویند لشگر امام زمان.
وظیفه ما در این میان اینه که ابتدا زمینه آرامش بیشتر خود و کسب قدرت برای مسلمانان را فراهم کنیم. همچنین باید روشنگری کنیم تا آن نشود که مردم جلادان خود را رئیس جمهور کنند. سپس دعا کنیم تا بتوانیم در جایگاه بهتری از زمینه سازی برای ظهور امام زمان برخوردار شویم. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
________________
Yesterday, one of these new generations, from the eighties, said something that was interesting to me. He said that in any case, these riots must occur for the Imam of the Time to emerge. Then, as if these riots were the work of the Imam of the Time himself, he said that then he would come and silence everyone!
I was very shocked. I could have remained silent, but because of the stability that I loved, I said no, there must be stability for the Imam of the Time to emerge. At least one part of human society must be stable, and these are the leaders of the Imam.
I also gave him an example. I said that it is written in the Quran that we should not underestimate the prayers of the Imams. Now, if we consider the presence of the Imam of the Time himself as a prayer and write it on paper and write the names of the places around that prayer, equivalent to more than seven hundred places in Iran where the riots of January 1404 took place, what would we see?
We see that it is difficult to find that prayer among those words.
Now, let's not forget that the girl had also taken the name of paper and writing the word dua as equivalent to writing a prayer, and she could have had such interpretations.
She said, of course, I don't agree with the riots, but it has been said that there will be chaos everywhere and the Imam of the Time will come in the middle.
Of course, the riots of Dey 1404 (2026) are more a reminder to us of the historical presence of the liver-eating India; at the same time, in the early days of Islam, when the infidels were fighting the Muslims to prevent them from converting to Islam, there was an infidel woman named Hind who would have the livers of Muslims removed so that she could eat them.
If you pay attention, throughout history, today's ISIS-like behaviors are attributed to the infidels, whose representative was the liver-eating India.
Since then, there have been women in history who have spent so much and have promoted such barbarity.
Perhaps the new generation is more familiar with this anarchist perspective due to their presence on foreign social networks and the broadcasting of satellite films, and more recently, cinema promoting violence, but our time, which was more peaceful, was supposed to emerge when we had prepared the groundwork for his emergence by continuing to establish Islamic rule. There was a time when people thought that the entire body of the regime, both reformist and fundamentalist, constituted the Imam's generals. Some even thought that Rafsanjani could be one of the Imam's generals. We saw everyone as divine and ready to accept the Imam. At that time, there was only centralized media that informed us less about corruption among the regime's officials. Of course, it should be said in particular that there was corruption at that time, often personal. There were fewer mercenaries and foreign program hosts in the country. For example, Rafsanjani himself was there, but he gradually developed a mindset that was against the regime through those around him who were not his true selves (they were foreign mercenaries). He found a mindset that officially sought to disarm Muslims, contrary to the explicit text of the Quran (the verse "And they promised them, you are free to do so"). When the pockets of officials who were not strangers were filled with the illicit wealth they had acquired from economic corruption, the darkness among the officials increased, while most people still did not see it.
So many people thought that we were good and now the situation of establishing justice in the country was well developed, and all that was left was for the Imam of the Time to appear. No one felt that it was necessary to do anything and play a role for the emergence of the Imam of the Time. He thought that everyone up there was pure and the companions of the Imam of the Time, and ordinary people would play the role of a small soldier in one of the small parts of the city of the Imam of the Time after his appearance.
After the painful events of 78 (1999), which were sedition in themselves, a small part of the people gradually realized that not everything was as ready to accept the Imam as they thought. Dark influence had occurred sporadically among the officials. We still did not have a media, until the events of 88 when these black spots became more black and more people recognized it, which on December 9, the flood of the population put this sedition to sleep. In such a situation, when the media was not even in the hands of the simple revolutionary people, we understood and were told that we had to do something to defend Islam and ourselves.
Where the sedition of 88 (2009) took place and injustice was formed towards the revolutionary body and the party of God, a handful of us like me were gradually coming out of our silence to at least prove by our own words that our rights were not fulfilled and the ground for the emergence of the Imam of the Time was not prepared. During all these years, the revolutionaries and the revolutionary body were under pressure from the infiltrators and the reformist traitor governments. The infiltrators were during the Ahmadinejad era and the traitors were during the period of the expensive schools of Rafsanjani and Khatami. After Rouhani came, the class gap became so severe, and in the meantime, the revolutionary middle class fell so far that leaders like Fakhrizadeh and Fereydoun Abbasi also became housewives. On the other hand, who would fill their places in the layers of the regime's government? Infiltrators, reformists, and anti-religionists. They came to fill their pockets and create more atmosphere against Islam and the Party of God, just as Rouhani won a lot of votes in 2013 with an army of ill-veiled women and anti-Party of God families. In all these years, the Party of God did not decrease, did not increase, and was not eliminated, but they did not die either. At the same time, the reformists increased, and their rate of family formation and childbearing became higher than the Party of God. However, the Party of God did not realize that they had duties to fulfill in this expulsion from the positions of the regime and that they needed to wage jihad. Some of the expelled were tired, and most people still thought that even the government was Islamic, despite all the corruption that was happening around it. This way, they refused to criticize and express corruption on their own. They waited until the vote came, and solved the country's problems through law and vote. The difference between the Party of God and the trust in the system was that they did not have a satellite, or they did not believe in a satellite. Therefore, if corruption was raised in a satellite, they would not believe it. The reformists and the anti-Party of God have been B. They were Islamic, they did not believe in the system, and they always trusted the satellite media more. If the satellite said to go vote for Rouhani, they went, and if it did not say, they did not go. In order to gather them, that satellite always showed its audience some of the corruption that the national media did not tell us. These audiences were delighted with these chocolates, and they always felt superior to the Party of God. In all these years since the beginning of the revolution, the reformist media, from time to time when they published this corruption, would shout and shout about it at the few Party of God who were in the layers of the system and accuse Islam. Again, the Party of God did not pay much attention to these shouts and shouts, because the media they followed was the official media of the system. Until, after enduring for many years, nearly 37 years, from the beginning of the revolution, a man of Islamic descent who was Sardar Rashidi and who was truly the Sardar of the Imam of the Time in the eyes of all the people of the Party of God, was elected as the president by the people. Then people just understood what media means. These reformist media, satellite, cyberspace, were filled every day against the weaknesses of his Islamic state. The entire party of God only understood in 1401 what media citizen means, and they learned from their enemy the jihad of explanation. Until today, we see the young generation that sees so many seditions around them that they think that these seditions are the ones that create the ground for the emergence.
The number of seditions may increase during the period when the Imam of the Time appears. That is the efforts of the devil and the devil to delay the emergence of the Imam of the Time as much as he can, but the Imam's stable commanders must be prepared so that the Imam can safely manage the events of the end of time that are caused by the deception of some jealous power-seekers. We must have provided so many facilities from various aspects of power that the Imam of the Time is only left to appear.
This final management, which we Shiites cannot do alone, will be carried out by him and with the help of 313 companions of the Mahdi. These 313 people are not necessarily the helpers of the same period. They are called the Imam of the Time Army.
Our duty in the meantime is to first provide the basis for greater peace for ourselves and for Muslims to gain power. We must also enlighten so that the people do not make their executioners presidents. Then we pray so that we can enjoy the preparation for the emergence of the Imam of the Time in a better position. I'm the bird of the diwan garden, not from the soil of earth
امروز قبل از اینکه آمار بدهند من دوباره در سطح شهر رفتم. آنجاها که در جریان اغتشاشات ۱۴۰۴ تخریب شده از وسط شهر در حال پاکسازی هستند، ولی شدت تخریب در کلانتری جای بلوار سجاد که دیدم که ناشی از آتشسوزی بود خیلی بالا بوده است. این مرکز که روزی محل مراجعه مردم بود امروز بر اثر حمله کودتایی فتنه گران آمریکایی صهیونیستی از مدار فعلا خارج شده است.
رفتم آمار میدانی و میزان کشته های دی ماه 1404 را بررسی کنم. قبل از این آمار خوانده بودم که از این به بعد آمار شهدای ترور را تصحیح کنیم و به جای هفده هزار نفر عدد 23 هزار نفر بدهیم.
با این وجود، گزارش آمار میدانی و میزان کشته ها در جنگ شهری دی ماه 1404 ارائه شد که به خاطر دستکاری ناشیانه داده، من نتوانستم براساس آن نمودار بدهم. گفته شده که در پی رخدادهای اخیر، براساس مستندات و برآوردهای میدانی، وقایع دیماه در چهار مرحله قابل تقسیمبندی است. این گزارش، روایتی مبتنی بر دادههای موجود است:
مرحلۀ نخست: آغاز ناآرامیها (۷ تا ۱۰ دیماه)
در روز هفتم دی، تجمعی صنفی و محدود در بازار تهران شکل گرفت. این حرکت در روزهای بعد به شهرهایی چون همدان، شیراز، کرمان، اصفهان و ایلام گسترش یافت. برآوردهای اولیه حاکی از حضور کمتر از ۸ هزار نفر در سراسر کشور بود. دانشجویان در برخی دانشگاههای این شهرها به تجمعات پیوستند. اگرچه شعارهایی با مضامین تند و ساختارشکنانه شنیده میشد، اما در این مرحله خشونت فیزیکی قابل توجهی گزارش نشد. با این حال، در شهرهایی مانند فسا، کوهدشت و درود، حملاتی پراکنده علیه اماکن نظامی و دولتی رخ داد. همچنین در ایلام، یک عملیات تروریستی ثبت شد که گفته شده تلفات جانی در پی نداشت.
مرحلۀ دوم: گسترش و تشدید (۱۱ تا ۱۷ دیماه)
همزمان با اجرای طرحهای جدید اقتصادی، افزایش قیمتها و طراحی سرویسهای جاسوسی دشمن، ناآرامیها ابعاد گستردهتری یافت. در این مرحله، درگیریها به ۱۰۳ شهرستان کشیده شد و خشونت، هرچند در سطحی محدود، آغاز گردید. تجمعات عمدتاً در قالب گروههای ۵۰ تا ۲۰۰ نفره و در حدود ۶۰۰ نقطه مختلف برگزار میشد. شعارها تندتر شد و نخستین نشانههای خشونت جدی و سازماندهیشده پدیدار گشت. حملات به برخی پایگاههای نظامی و آغاز «عملیات کشتهسازی» توسط هستههای ترور از ویژگیهای این دوره ذکر شده است. برآورد جمعیت حاضر در این مرحله در کل کشور حدود ۷۰ هزار نفر بود. متأسفانه، اغتشاشات در این بازه زمانی با ۳۶ کشته و شهید همراه شد.
مرحلۀ سوم: نقطۀ اوج خشونت (۱۸ و ۱۹ دیماه)
وضعیت در این مرحله به طور کامل تغییر کرد و خشونت به سطح بیسابقهای رسید. شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، شاهد درگیریهای بسیار شدید و سازماندهی شده بودیم. در این شب، پلیس و نیروهای حافظ امنیت هنوز مسلح نبودند. بیشترین تعداد کشتهها و عملیاتهای تروریستی در همین شب رخ داد که قربانیان آن شامل مردم عادی، نیروهای انتظامی، بسیج و حافظان امنیت بودند. نحوه کشتهسازیها در گزارشهای میدانی به عنوان «دلخراش و قسیالقلبانه» توصیف شده است. در ساعت ۱۱ شب ۱۸ دی، با هدف قطع بستر سازماندهی اغتشاش، دستور محدودیت اینترنت صادر شد.
آمار تلفات این مرحله «چند هزار نفر» کشته و زخمی برآورد شده که بیشترین آن در شامگاه ۱۸ دی متمرکز بود و در روز بعد نیز ادامه داشت اما میزان آن کاهش یافت. از عصر ۱۹ دی، پلیس مجهز به سلاح شد، اما تنها در موارد حمله به اماکن حساس مجوز استفاده از سلاح داشت. برآورد میشود در این دو شب، حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار نفر در تجمعات کل کشور حضور داشتهاند. همچنین، گزارشهای متعددی از آتشزدن اموال عمومی و خصوصی، بانکها، مساجد، کتابخانه ها، کلیسا، امامزادهها، آثار باستانی، بیمارستان ها و خودروهای عمومی و شخصی ثبت شده است.
مرحلۀ چهارم: فروکش تدریجی (۲۰ تا ۲۲ دیماه)
از روز ۲۰ دی، شدت درگیریها به شکل محسوسی کاهش یافت. در این دو روز پایانی، حدود ۴۵ کشته و شهید گزارش شده است.
بررسی دقیق و نهایی آمار شهدا، کشتهشدگان و قربانیان ترور، مستلزم انجام پروژهای کارشناسی با در نظر گرفتن جزئیاتی چون نوع سلاح به کار رفته (سرد یا گرم)، محل کشف اجساد، سوابق افراد و تحلیل اطلاعاتی نحوه شلیکها است. این فرآیندی زمانبر است. در طول این دوره، رسانههای معاند به تولید و انتشار روایت های جعلی روی آورده اند، اما آمار نهایی شهدا به این صورت است:
هر چه جنگ، بیشتر به درون خانه وارد شود، خسارات مادی و معنوی آن بیشتر است:
10 سال جنگ با اسرائیل و آمریکا در سوریه: حدود ۱۰۰۰ شهید ایرانی
2 روز اقدامات تروریستی برای سوریهسازی ایران: ۲۴۲۷ شهید؛
۶۹۰ نفر اعلام نشده در آمار شهدا مزدوران رژیم صهیونسیتی و آمریکایی تحت عنوان گروهک تروریستی پهلوی هستند.
مرزهای امنیت ملی باید هزاران کیلومتر فراتر از مرزهای جغرافیای ملی باشد!
من عین مطلب را از کانال پرطرفدار بیداری ملت برداشتم. بعد از آن هم مطالب و ویدئوها را یکی یکی باز کردم و مطالعه کردم. در یک ویدئو، کادر درمان مشهد واترمارک 17 دی ماه زده و زیرنویس آن 18 دی ماه را نشان میدهد. در اینجا حوادث روز 17 دی عاشوراگونه توصیف شده و حجم خونریزی بالا برآورد شده بود. از طرف دیگر، خود من هم وقتی میخواستم براساس یک نمودار طبیعی که هر درگیری و نزاعی میتواند تعدادی کشته داشته باشد نگاه کردم وقتی اینها گفته اند از 11 تا 17 دی فقط 36 کشته داشته ایم، پس من باید این عدد 36 را بین این چند روز تقسیم میکردم، اگر نمودار طبیعی بود باید این عدد بیشتر از رقم اعلام شده 36 نفر میبود.
البته همین کانال بیداری ملت آمار دیگری هم برای تهران داده است: در تهران، نزدیک به 15 هزار فوت غیرطبیعی در سال داریم که تقریبا در سوم دی ماه حدودا 11 هزار نفر بوده است.
این آمار فقط مال تهران است، شما در نظر بگیرین گزارش های میدانی در شهرهای بزرگ دیگری مثل مشهد حکایت از آمار بالاتری از کشته شده ها دارد.
یک جای دیگر هم آمده بودند گفته بودند آیا این خبر صحت دارد که درب پزشکی قانونی را شکسته اند تا از اجساد عکس و فیلم تهیه کنند؟ بلافاصله انکار شده بود و یکی جلوی دوربین آمده بود و گفته بود که نه، اینطور نبوده.
این انکار، من را یاد سقوط هواپیمای اوکراینی 1398 انداخت که هر بار رئیس سازمان هواپیمایی کشور و چند نفر جلوی دوربین می آمدند و رسانه ها هم با اطلاعات غلطی که اینها میدادند سعی در اثبات علمی سقوط اتفاقی هواپیما داشتند. تا زمانی که خود سپاه جلوی دوربین نیامد و نگفت که علت سقوط چه بوده است، کسی حاضر نشده بود اطلاعات درست بدهد!
همین جا، و همین ابهامات جزئی و مسخره، کلی بین مردم و دولت که قرار بوده است امین ترین مردم برآنها باشد تا برآنها حکومت کند فاصله می اندازد. به نظر میرسد حکومت نخواسته است که به جز آن 2427 نفر تعداد بیشتری شهدا را تقبل کند. این امتناع، اگرچه در ظاهر اتفاق کوچکی است، ولی برای خانواده های جان باختگان و برای فرزندان آنها و سایر مردم اتفاق کوچکی نخواهد بود.
ضمنا برای من جالب است که گفته میشود این حجم از قساوت ناشی از فقط 6 ماه برنامه ریزی دشمن از تاریخ جنگ 12 روزه تا به امروز بوده است. خود من در این وبلاگ نگفتم که آنکه هتل داشت، کلت کمری داشت و هرکسی که درآمد دلاری داشت را به کیش خود پنداشته و قصد حمله به او داشت؟
این علاقه او به کشتار مال قبل از جنگ دوازده روزه است. همین چند وقت پیش نگفتم که آنکه سخنگوی اصناف تهران بود و مقابل مجری تلویزیون قرار گرفت و داشتند فقط با هم حرف میزدند، لیوان را طوری بلند کرد که گویی قصد حمله جلوی دوربین داشته ولی خودش را کنترل کرده است؟! در این وبلاگ مطالب گاهی طنز نوشته میشود، ولی جدی بودند.
سخنگوی اتاق اصناف گفت که قیمت ها را از دی بالا میبریم و گران میکنیم. علت آن را هم الکترونیکی شدن دریافت مالیات ها بدون توجه به حرف های سخنگو ذکر کرده بود. دولت های اصلاح طلب همیشه همین کار میکنند. میکشند و بیچاره میکنند و آمار دروغ میدهند و میگویند میخواستیم کار کنیم، ولی نگذاشتند. در همان جریان هواپیمای اوکراینی هم خود دولت طولش داد و دروغ گوهایش را فرستاد جلوی دوربین و رسانه ما هم که مغز ندارد. هر چه دولت به او میگوید همان را تکرار میکند، ولی با این کارش عملا اعتماد مردم از رسانه را از بین برد. بعد آن ظریف بیاید مثل قهرمان ها، خبر واقعی را بگوید. در حالیکه خود ثانیه اول سپاه آن را اعلام کرده بود، و دولت خودش آن بازی دروغ رسانه ای را بازی کرده بود. کاری که باید شود این است که سپاه با دولت هماهنگ نکند و رسانه خودش را جدا کند تا گند این اصلاح طلبان دربیاید، ولی وقت گند این ها درآمد، خودشان همه جا را آتش میزنند.
تازه، من شواهد بیشتری دارم که نشان میدهد مجاهدین خلق و امثال او سالها نقشه شهرهای مختلف ایران را با هر قلم و هر قابی که داشتند برای تجزیه رسم میکرده اند و افزایش این قاب ها به سال 1399 و آن زمان ها برمیگردد.
در چنین شرایطی حتی گفتن انشاالله گربه است هم زیاد است.
در چهل سال اخیر این حجم از تخریب بی سابقه بوده، مخصوصا ما مشهدی ها که به دلیل گردشگری بودن استانمان دوست نداریم شهرمان را اینطور ببینند و سریع دست به کار میشویم برای جمع کردن و تمیزکاری، تاکنون چنین حجم از تخریبی ندیده بودیم.
من براساس عددهایی که ارائه کردند بعنوان آمار شهدای جنگ ۱۲ به اضافه یک روزه ایران اسرائیل نمودار آماری برای مقایسه ارائه نمیدهم. چون عددها و برآوردها را درست ارائه نکرده اند تا ما براساس نمودار اگر قرار بود روند طبیعی باشد بدانیم به چه صورت میشد و حال که میگوییم بزرگترین عملیات تروریستی تاریخ جمهوری اسلامی ایران تا کنون بوده است، منظور چیست.
__________________
Today, before they gave the statistics, I went around the city again. The places that were destroyed during the 1404 (2026) riots are being cleaned up in the middle of the city, but the extent of the destruction at the police station on Sajjad Boulevard, which I saw was caused by a fire, was very high. This center, which was once a place for people to go, has now been removed from the scene due to a coup attack by American Zionist seditionists.
I went to check the field statistics and the number of deaths in January 1404. Before this statistics, I had read that from now on, we will correct the number of martyrs of terror and give 23 thousand people instead of seventeen thousand.
However, a report on field statistics and the number of deaths in the urban war in January 1404 was presented, but due to clumsy manipulation of the data, I was unable to make a chart based on it. It has been said that in the wake of recent events, based on field documents and estimates, the events of January can be divided into four stages. This report is a narrative based on available data:
Phase One: The Beginning of the Unrest (January 27-29)
On January 27, a limited union gathering took place in Tehran’s bazaar. The movement spread to cities such as Hamedan, Shiraz, Kerman, Isfahan, and Ilam in the following days. Initial estimates indicated that fewer than 8,000 people attended across the country. Students at some universities in these cities joined the gatherings. Although slogans with harsh and destructive themes were heard, no significant physical violence was reported at this stage. However, scattered attacks on military and government sites occurred in cities such as Fasa, Kohdasht, and Durud. A terrorist operation was also recorded in Ilam, which reportedly resulted in no casualties.
Phase Two: Expansion and Intensification (January 29-31)
The unrest gained wider dimensions as new economic plans were implemented, prices increased, and enemy spy services were designed. At this stage, the clashes spread to 103 cities and violence began, albeit on a limited scale. Gatherings were mainly held in groups of 50 to 200 people and at about 600 different locations. The slogans became louder and the first signs of serious and organized violence appeared. Attacks on some military bases and the launch of “killing operations” by terror cells are among the characteristics of this period. The estimated population present at this stage was about 70,000 people throughout the country. Unfortunately, the unrest during this period was accompanied by 36 deaths and martyrs.
Stage Three: The Peak of Violence (January 18 and 19)
The situation changed completely at this stage and violence reached an unprecedented level. On the evening of Thursday, January 18, we witnessed very intense and organized clashes. On this night, the police and security forces were still not armed. The largest number of deaths and terrorist operations occurred that night, with victims including ordinary people, law enforcement, Basij, and security guards. The manner of the killings was described in field reports as “heartbreaking and heartbreaking.” At 11 p.m. on January 8, an order was issued to restrict the internet in order to cut off the means of organizing unrest.
The death toll in this phase is estimated at “several thousand” people killed and injured, with the highest number concentrated on the evening of January 8 and continuing the next day, but decreasing. From the evening of January 9, the police were armed, but were only allowed to use weapons in cases of attacks on sensitive places. It is estimated that around 350,000 to 400,000 people attended rallies across the country during these two nights. There were also numerous reports of burning public and private property, banks, mosques, libraries, churches, shrines, ancient monuments, hospitals, and public and private vehicles.
Fourth stage: Gradual decline (January 10-12)
Since January 10, the intensity of the clashes has noticeably decreased. In these last two days, about 45 deaths and martyrs have been reported.
A detailed and final examination of the statistics of martyrs, dead and victims of terror requires an expert project, taking into account details such as the type of weapon used (cold or hot), the location of the discovery of the bodies, the individuals’ backgrounds and an intelligence analysis of the manner of shooting. This is a time-consuming process. During this period, hostile media outlets have resorted to producing and publishing fake narratives, but the final statistics of the martyrs are as follows:
The more the war enters the home, the greater its material and moral damages:
10 years of war with Israel and the US in Syria: about 1,000 Iranian martyrs
2 days of terrorist actions to Syriaize Iran: 2,427 martyrs;
690 people not declared in the statistics of martyrs are mercenaries of the Zionist and American regimes under the name of the Pahlavi terrorist group.
National security borders should be thousands of kilometers beyond national geographic borders!
I took the same article from the popular Bidar Mellat channel. After that, I opened the articles and videos one by one and studied them. In one video, the Mashhad medical staff put a watermark of 17 January and the subtitles showed 18 January. Here, the events of 17 January were described as Ashura-like and the volume of bloodshed was estimated to be high. On the other hand, when I wanted to look at a natural graph that every conflict and conflict can have a number of deaths, when they said that from 11 to 17 January, we had only 36 deaths, so I had to divide this number 36 between these few days. If the graph was natural, this number should have been more than the announced figure of 36 people.
Of course, the same Bidari Mellat channel has also given other statistics for Tehran: In Tehran, we have nearly 15 thousand unnatural deaths per year, of which approximately 11 thousand people were killed on 3 January.
This statistic is only for Tehran. Keep in mind that field reports in other major cities such as Mashhad indicate a higher number of deaths.
They had also come from another place and asked if this news was true that the medical gate was closed. They broke the van to take pictures and videos of the bodies? It was immediately denied and someone came in front of the camera and said, no, it wasn’t like that.
This denial reminded me of the Ukrainian plane crash of 2019, when each time the head of the Civil Aviation Organization and a few others came in front of the camera, and the media tried to scientifically prove that the plane crashed accidentally with the false information they provided. Until the IRGC itself came in front of the camera and said what caused the crash, no one was willing to provide correct information!
This, and these minor and ridiculous ambiguities, create a huge distance between the people and the government, which was supposed to be the most trustworthy people to rule over them. It seems that the government did not want to accept more martyrs than those 2,427. Although this refusal is seemingly a small thing, it will not be a small thing for the families of the deceased, their children, and other people.
It is also interesting to me that it is said that this amount of cruelty was the result of only 6 months of enemy planning from the date of the 12-Day War to the present. Didn't I say in this blog that whoever owned a hotel, had a Colt belt, and anyone who earned a dollar was considered his cult and intended to attack him?
This interest in killing is from before the 12-Day War. Didn't I say not long ago that the spokesman for the Tehran guilds, who was in front of a TV presenter and they were just talking, raised his glass as if he intended to attack in front of the camera, but he controlled himself?! Sometimes the articles written in this blog are humorous, but they were serious.
The spokesman for the Chamber of Guilds said that we will raise prices from January and make them more expensive. He also mentioned the reason for this because tax collection has become electronic, without paying attention to what the spokesman said. Reformist governments always do the same thing. They kill and make people poor, and they lie about statistics and say that we wanted to work, but they didn't let us. In the same process of the Ukrainian plane, the government itself took its time and sent its liars in front of the camera and our media, which has no brains. Whatever the government tells him, he repeats the same thing, but with this action, he practically destroyed the people's trust in the media. Then that Zarif comes like a hero, telling the real news. While the IRGC itself had announced it in the first second, and the government itself had played that media lie game. What should be done is for the IRGC to not coordinate with the government and separate its own media so that these reformists can get dirty, but when they get dirty, they will burn everything down themselves.
Now, I have more evidence that shows that the MEK and its ilk have been drawing maps of different cities in Iran for years with every pen and every frame they had for the purpose of division, and the increase in these frames dates back to 2019 and those times.
In such circumstances, even saying, God willing, it is a cat is too much.
In the last forty years, this amount of destruction has been unprecedented, especially for us Mashhadites who, due to the tourism of our province, do not like to see our city like this and we quickly get to work to collect and clean it up, we had never seen such a volume of destruction before.
I will not present a statistical chart for comparison based on the numbers they presented as the statistics of the martyrs of the 12 plus one-day Iran-Israel war. Because they have not presented the numbers and estimates correctly so that we can know based on the chart what it would have been like if it were a natural process, and now that we say it was the largest terrorist operation in the history of the Islamic Republic of Iran so far, what is meant.
برای استخدام گفتن که خودت رو باید بیمه خویش فرما کنی. منظورم این بیمه های خویش فرمای عمر نیست که تهش بعد از یکسال، هفت سال، هشت سال میفهمی دام پهن شده بوده و سرت را کلاه گذاشته اند. منظورم بیمه خویش فرمای تامین اجتماعی هست که رسمیت بیشتری دارد.
گفتم نمیشه بیمه ندم؟ گفتن که نه، این بخش برای واریز پول لازمه.
چند نفری باهم رفتیم سراغ انواع سایت ها و نرم افزارها که تامین اجتماعی معرفی کرده بود. هر کدوم هم یک سایتی را باز کردیم و مشغول کد ملی زدن شدیم. یکجا میگفت استعلام ممکن نیست. یکی خطا در دریافت اطلاعات میداد. اپلیکیشن تامین من که از اول گفت کروم و فایرفاکس باید رو گوشیت نصب باشه و بعد از نصب هم خطا میداد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که برای واریز وجه بیمه باید یک شعبه ای را پیدا کنیم و چون قبلا، حدود بیست سال پیش، یک جایی ازم عکس گرفته بود که بیمه ام کنه گفتم برم آن را هم حضوری پیگیری کنم. حالا این پیگیری حضوری چقدر راه میشه؟ چند بار طی مسیر بیست و پنج کیلومتری و اطرافش و این حوالی!
چند سال پیش هم همین طور بود. طوریکه من از حق بیمه و پیگیری آزادسازی مدرک فوق دیپلمم از این طریق منصرف شدم و رفتم یک اطلاعیه بیکاری گرفتم تا مدرکم را به دلیل نیافتن شغل مناسب آزاد کنند.
حالا که اصرار کرده اند خودم را بیمه کنم، میخوام از آن بیکاری دربیایم، ولی نگاه میکنم سازمان تامین اجتماعی خیلی هم حرف و حدیث داره. یکی آمده و با معدل 12 بخش مدیریت بازرگانی آن را گرفته، یکی دیگه آمده جلو تریبون و گفته دهه هشتادی ها علاقه کمتری به کارمندی دارند و بیشتر دوست دارند مستقل کار کنند و اینها آمارشان را دارند.
منکه خودم نگاه میکنم بعد از آن انصراف و آن فساد که برای بار چندمه در شستا و تامین اجتماعی اعلام میشه، سایر بخش های خصوصی، خصوصا، از بیمه کردن کارگران و پرسنل خودداری میکنند و حقوق مصوب قانون کار را هم نمیدهند. یک میدونی که هم تهش میگویند و ما با خودمان فکر میکنیم که مستقل باشیم همان نتیجه را میگیریم که برای دیگری میگیریم. حالا اینها که آمار داده اند، با این سایت های بی در و پیکرشان و فکر کنم چشم بسته غیب گفته اند.
هر وقت نوبت اصلاح طلبان میشه، که اغلب ما گیر کرده ایم بین این حکومت های اصلاح طلب، خودشان می آیند کارخانه های ما را میبندند و میگویند کیفیت نداریم. قمه زن هایشان را هم ول میکنند وسط خیابان تا بیایند بچه بسیجی ها و پلیس ها و یگان ویژه را با همراهی کماندوهای کاشته شده اسرائیلی و موساد سر ببرند. از آن طرف با مدیران اواخواهری که ظاهرا مرد هستند و تیپ خاص دارند، در رسانه های جمعی ظاهر میشوند.
بیش از یک دهه میشه که می آیند میگویند خلع سلاح کنید تا سناریوی کشته سازی کف خیابان جواب نگیره. به همین راحتی ذهن ها را برای حذف شدن آماده میکنند. ذهن میپذیره که دندان خرابی که باعث درد شده را باید از ریشه کشید. آن وقت این روش قرون وسطایی از همان زمان تغییر نمیکند تا یک پزشک متخصص در همین زمینه دست به جراحی تکراری گران کن تا حذف شوند بزند. اسمش را هم میگذارند «اصلاحات ارزی». آقای جراح، دکتر پزشکیان، وقتی دندانش افتاد دندان دیگری جایش نگذاشت و به پای بی همسری نشست تا فرزندانش را به تنهایی بزرگ کند!
از ما گفتن این نکته که زنجیره اقتصادی در کشور با هم ارتباط دارند، و از آنها که در راس نشسته اند و نمیخواهند صدای ما را بشنوند، انکار. کار سختی نیست یک و دو کنی تا به این نتیجه برسی که یکی مثل شاه عباس در ایران وقتی 999 کاروانسرا احداث کرد و همان زمان شغل قالیبافی را برای ایرانیان انتخاب کرد، فکرش توسعه و بهبود وضع ایران بوده است. آن زمان هم دندان ها را به روش قرون وسطایی میکشیدند، چرا باید با خود فکر کنیم وقتی روش مراقبت از دندان همچنان همان کشیدن است، قالیبافی و کاروانسرای تاریخی باید کنار گذاشته شود تا تجهیزات فوق پیشرفته پزشکی ارز بهتری دریافت کنند. اصلا تجهیزات فوق پیشرفته پزشکی کجاست، وقتی مشکل مدیریت آب داریم. می آیند برای ما دستگاه تصفیه آب بیمارستانی میزنند؟ تا حالا حرفش را زده اند که اینطوری شغل ها را به اسم کیفیت پایین حذف میکنند؟ زمانی، در دوره روحانی کارخانه تولید روغن جامد را به اسم بی کیفیت منحل کردند. در نتیجه آن، کارگران بیکار شدند، ولی وقتی شهید رئیسی روی کار آمد ما شاهد بودیم که همان کارخانه روغن مایع هم میتوانست تولید کند و احیا شد. اگر مشکل کیفیت پایین تولید چند نفر است که همت تولید داشته اند، این مشکل را حل کنید، نه اینکه گران کنید تا تجهیزات لباس جدید پادشاهی بسازید که نشانش هم نمیدهید.
دولت اصلاح طلب، غرب گرایی بیشتری دارد و با دیکته کردن عدد های ارزی جدید رو به گرانی، فقط چشم به غرب دوخته تا او برایش تجهیزات پزشکی بسازد. کشوری که به فکر پشم های رها شده گوسفندان خود نیست، به فکر خرید زمین در قاره های دیگر است تا گوسفندهای چرم خورده آن ها را بدون پشم تقدیم ایرانیانی کند که شغل خود را هر روز به گرانی های بیشتر از دست میدهند. دانستن این نکته کار چندان سختی نیست، خصوصا برای ایران متمدنی که روزگاری امپراطوری جهان بوده است. مهد فرش بوده ایم و امروز، فرش های بسیاری در مساجد توسط گروهک های فراماسونر با عنوان کفر و الحاد سوزانده شده اند، ولی آنکه پشت تریبون صدا و سیما قرار میگیرد، در خلئی صحبت میکند که انگار برآوردی از خسارات وارد شده بر کشور در روز 12+1 جنگ ایران-اسرائیل هم ندارد. جمله هایی را مثل ضبط صوت تکرار میکند، در حالی که با سیاست های غلط آنها مردم زیادی کشته شده اند. بزرگترین عملیات تروریستی در تاریخ ایران صورت گرفته است، هنوز آقایان فکر بزک کردن اقتصاد سرمایه دار خود هستند. وقتی زرگر گران کننده طلا به کاهش مهندسی شده پول ملی ایران، میشود مسئول رسانه ای کشور انتظار بیشتر از این از آن نمیرود. تجمع هزار کارگر پارس جنوبی قبل از اعتراضات اخیر و اغتشاشات دی 1404 صورت گرفت، ولی کسی آن را نه دید و نه شنید.
بعد از چند روز عملیات تروریستی، ما دیگر باید اصلاح کنیم که شمار جان باختگان عملیات تروریستی از 17 هزار نفر از آغاز انقلاب به 23 هزار نفر تا امروز برآورد میشود، تا آن وقت دولت چاپلوس، آمار ارائه بدهد که 4500 شغل با یافتن حلقه های بیشتر چاه نفت ایجاد میشود! درست در همان زمان، خوب است ترامپ هم اضافه کند که قیمت هر بشکه نفت را از 65 دلار کنونی که روزگاری در دهه هشتاد 100 دلار بوده است به 45 دلار میرساند. این کار را هم با ربودن رئیس جمهور ونزوئلا ترتیبش را میدهد و یک چند کشتی نفتکش آنها را هم توقیف کرده است.
این در حالیست که نفت و گاز، این نعمت های خدادادی منابع محدودی دارند. نفت 100 دلار دهه هشتاد شمسی، امروز به خاطر برداشت حدود دو دهه از آن زمان تا کنون به مراتب باید گران تر باشد. همین امروز باید فکر چاره کرد. فکری که با مغزهای یخ بسته دولت حاکم و طرفداران مزدور آمریکایی-اسرائیلی آن حالا حالاها جا دارد تا یخش باز شود.