Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers
Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers

توهم فزاینده بعضی ها

امروز صبح که داشتم میومدم جای میدون نزدیک حرم یه پسری رو با چمدونش که معلوم بود مسافر از شهر دیگه‌ایه دیدم. پسر موهاشو از پشت دو دور بسته بود و قشنگ معلوم بود که انتظار داره همه زنا هم همینطوری موهاشونو ببندند. 

رسیدیم به سر خیابون‌. به نظر میومد که شال گردن یک نفر گوشه‌ای افتاده. من دقت نکردم ولی قشنگ از پشت سر داشتم پسر رو می‌دیدم. پسر طوری به اون شال گردن و محیط اطرافش نگاه می‌کرد انگار که شورشی شده، و مردم روی زمین همه پهن شدن. بعد یکی اومده سریع همه رو جمع کرده. صحنه تموم شده و همه چیز عادی اتفاق افتاده.

گفتم اینو اینجوریه هر وقت یک پروپاگاندایی این آمریکایی می‌ذاره ا هدف باور می‌کنند. باورشونو طوری نشون اطرافیان میدن که حتی اگر پشت سرش هم باشی حس کنی اون داره چی بهت میگه.

دیگه گذشت و بعد از ظهر شد. بعد از ظهر چند تا مرد اومدن جای زنها نشستن. به نظرم از اتباع خارجی بودند و هویتشون شاید ازبک یا افغانی بود. یکیشون به اون یکی اشاره می‌کرد که سوار شیم نشیم چیکار کنیم؟ بالاخره جزو آخرین نفرات سوار شدند.

همونجا یکیشون گفت که من کمرم درد می‌کنه دختر جلویی رو بلند کرد گفت من به جای تو می‌شینم. اتوبوس شلوغ بود شایدم بو میومد یکی از مردا هم اومد پنجره رو باز کرد. بعد از اینکه ون مرد از اتوبوس پیاده شد و هوا هم دیگه داشت سرد می‌شد من پنجره رو بستم. دوباره یه مرد دیگه از اون طرف پنجره دیگه‌ای رو باز کرد.

ما که اصرار نداشتیم.

حالا اومدم خونه باز از زبان یگری می‌شنوم که میگن صبح شورش بوده. حالا یا صبح بوده یا یک جریانی که هم اون از پشت بسته می‌دونست همین دختری که می‌گفت هیجان انگیز بوده. می‌گفت ریختند سرش، همش می‌زدن تو سرش، سه تا از اون احمق‌ها هم از خودشون، سه تا پسر اومده بودن و قال می‌کردن. انگار جلوی دانشگاه بوده و یه چیز خیلی کوتاهی هم بوده، چون هیچ خبری از هیچ کسی نبود و ظرف یه دقیقه تموم شده بود. ولی این دخترا و امثالش داشتن با هندزفری‌هایی که توی گوششون بود در حالی که چشاشون هی اینور اونور می‌گردید تند تند خبر منتشر می‌کردند. 

من اینجا مطالب رو می‌نویسم و یک دونه کامنت برام نمیاد. اون وقت دختره اومده وبلاگ نوشته و میگه من تا انتقاد کردم کلی آدم اومدن جوابمو بدهند. من البته هیچ کامنت رو تقریباً بدون جواب نمی‌ذارم اغلب رو هم تایید می‌زنم عجیبه که برام اینقدر بعضی ها برعکس صحبت می‌کنند.

بعدا اضافه کرد: با هم تقسیم کار کردن. از اون طرف دولت که ادامه دولت روحانیه، دوباره شروع کردند به گفتن کلماتی مثل قشر آسیب پذیر، مستضعف و غیره. عارف، معاون اول پزشکیان، گفته که اینها رو به شدت مراقبت می‌کنیم.

دور قبلی که این کلمات رو استفاده می‌کردند فقیرتر می‌شدیم. مثلا قیمت مسکن جهش پیدا میکرد و هر خانواده جوانی که پول تو بانک مسکن گذاشته بود ناتوان از خرید خانه و مسکن میشد. وقتی رسانه ها می‌پرسیدند که چرا با افزایش قیمت مسکن باید فاصله طبقاتی زیاد شود؟ از اون طرف آقای اسلامی به عنوان وزیر راه و شهرسازی دولت روحانی، برای حل مشکل مسکن می‌اومد جلوی دوربین و می‌گفت قشار مستضعف و آسیب‌پذیر برای دریافت مسکن به کمیته امداد مراجعه کنند. کلا راه حلش هم کمیته امدادی بود. کمیته امداد بیشتر نقش حمایتی ایفا می‌کند.

فقط در دولت بعدی، رئیسی شهید، این کلمات کم و کمتر استفاده شد و هنگام انتقاد به دولت روحانی به شدت استفاده از این کلمات اشاره شد. در واقع انگار دولت کار معکوسی انجام میده و هرجا کلمات مستضعف و آسیب‌پذیر رو وارد می‌کنه باید انتظار داشته باشیم که قراره اتفاق بدی برای این دسته بیفته.