Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers
Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers

جریان کلی اگر درست پیش بره خیلی سریع باید اونی محبوب بشه که راست تره

پناهیان حرف اشتباهی نزده، ولی چندان مناسب هم نگفته

اینکه من بیام و دست بگذارم روی اسامی چند صاحب روزنامه بزرگ و بگم اینها بودن که یکی به نعل میکوبید و یکی به میخ، جذابیت نداره. به چند دلیل:

یکی اینه که یک روزنامه رسمی داریم و چند نوچه پر کن غیررسمی و واقعا نمی شده قاطعانه کسی و یا اسمی رو متهم کرد.

دو اینکه همه رو هم نمیشه با یک چوب زد. یکی ممکنه کل کارش رو تو زمین دشمن کاشته باشه و یکی دو تا نویسنده هم تو یک روزنامه بنام ممکنه پیدا بشوند که به نفع دشمن مینویسند. نمیشه این دو روزنامه رو با یک چوب زد. صحبت از یکی دوتا مقاله که نیست، صحبت از روزنامه و نویسنده های متعدد آنهاست.

امروز من انیمه قدیمی می‌دیدم که چند فصلش تا حالا اومده. از حامیانش پپسی و شرکتهای اسرائیلی هست، پس نباید میدیدمش؟

خیر. چیز جالبی که برام داره ایهام در ارائه تصویره: جایی که داره جانی رو با خصوصیات بارزش معرفی می‌کنه دقیقا زیر تابلوی بزرگ پپسیه!

در کل انیمه های به این سبک که می‌شناسیم این اصل رعایت شده. با دقت مهره ها چیده شده. 

من فیلم و انیمه ژاپنی زیاد میبینم. بارها صحنه هایی رو توشون میبینم و درک میکنم که دارن میگن منکه، کودک من، دارم تاریخ رو می‌نویسم، نمیتونم اینجا حرف بزنم. خودت فکر کن. یک جای دیگه بهت قبلاً گفته ام.

اینطور هم نیست که بالاخره آن رژیم صهیونیستی خنگ و گاگول باشه تا این حد و خودش نفهمیده باشه. گاهی می‌فهمه و عمل می‌کنه. مثلا همین اتفاق اخیر برای مانگا کارهاشون رو در نظر بگیرین: هفتاد نفرشون در آتش تو ساختمون زنده سوختند.

کسی چیزی فهمید؟

فقط اخبار ما که بندرت از ژاپن حرف میزد تصویری از بالا سال ۹۸ مثل رمزی نشون داد و گفت: آتشسوزی در ساختمان مرکزی مانگاکاران ژاپنی

کلی طول کشید ماها که دنبال کننده هاشون بودیم بفهمیم با کنایه و اشاره که هفتاد نفرشون تو این آتشسوزی سوخته اند و خسارت بالا بوده! بی بی سی و آمریکا بیش تر از ایران خبر رو پوشش دادند. این پوشش خبری شاید از جهاتی با پوشش خبری درباره میدری که الان وزیر شده درباره اینکه از نویسندگان نامه جام زهر به رهبری بوده، شباهت داشته باشه.

حالا اگر ایران بود چه میشد؟ اگر ما فقط اندکی راه ژاپنی ها رو میرفتیم؟ 

مطمئن باشین تک تکمون هدف قرار می‌گرفتیم. خیلی بدتر از اون اتفاقی که برای مانگاکاران ژاپنی می افتاد در انتظار مون بود، ولو کیفیت کارمون به الان اونها هم نمی‌رسید.

بنابراین من کلا مخالف اسم و برچسب گذاشتن رو کسی یا چیزی هستم ولی اتحاد رسانه های داخلی فعلی ژاپن رو دوست دارم:

اونی محبوب میشه که راست تره. حتی هزینه هنری هم بیشتر رویش میشه. حتی برایش جان میدهند. تا حالا که اینطور بوده

قاتلند، دستگیرشان کنیم

پزشکیان روز اول اومد ۳۵۰ همت یعنی ۳۵۰۰۰۰ میلیارد تومان از رهبری امضا گرفت تا به خودش وام بده. کاری که رئیسی انجام نداد. این پولو گرفته به اسم فقیرا و گندم کارا و کشاورزا می‌خواد به اسم جایزه بده به پزشکان و دوستان.

همتی، وزیر اقتصاد، اصلاً فامیلش ۱۰۰۰ میلیارد تومنیه. از وقتی اومده سر عددای یک و یک و هفت دهم و یک و نیم و یک و نه دهم برنامه گذاشته که آی من آدمایی که خودشون به خودشون وام دادن رو گرفتم.

یعنی این ملت با این سخنرانی ضعیفی که این پزشکیان داشت قطعاً به خاطر پولش بهش رای دادن. دیدیم دیگه زاکانی هم مثل همه شاهزاده‌های دوره قاجار که رای نمی‌آوردن رو سرش داره سرب مالیده می‌شه تا بره کنار

چه ظلمی به این مردم کردین که به اون‌ها گفتین به خاطر شایستگی که بالا میاین.

شایستگی دیگه اینجور جاها تعریف نمی‌شه، وقتی شما یک اتوبوس مدیر با خودتون آوردین یک اتوبوس مدیر با خودتون می‌برین دیگه کسی شایسته تعریف نمی‌شه.

چرا دروغ گفتین؟ چرا ۴۰ سال به مردم دروغ گفتین؟ اصلاً شاید انقدر این مردم هی دارن رایشونو عوض می‌کنن، حالت‌های مختلف دارن بررسی می‌کنن: بگن اگر تصادفی سلطنت طلب انتخاب می‌کردیم نتیجه چی می‌شد؟

اگر روحانی انتخاب می‌کردیم نتیجه چی می‌شد؟

اگر سید انتخاب می‌کردیم نتیجه چی می‌شد؟

اگر یه مرد سید زن نما انتخاب می‌کردیم نتیجه چی می‌شد؟

هوش جمعی به این نتیجه رسیده که تمام حالات ممکن را برنامه‌ریزی و رای دهی کند نتیجه رو ببینه

اما چیزی که مشخصه اینه که سید که انتخاب کردند که بالگردش سنگین شد سقوط کرد و نتیجه اینکه اصلاً اون رئیس جمهور نیست و حضور نداره


بعدا اضافه کرد:

حالا برین خبر رو بخونید یکی مثلا خبر گذاشته «فراز و فرود صندوق توسعه از جارو کردن حساب توسط احمدی نژاد » بقیه اش چون جا نمیشد تو خط نخوندم ولی بذارین من کامل کنم: تا کاردک کشیدن پزشکیان

بعد ایران اینترنشنال بیشتر نزدیک به خبر کنه و فقط اشاره به کادر درمان نمیکنه. این هم مناقصه چون خبری که من موندم فقط کشاورزا رو نمیگه شامل پزشکان و کادر درمان هم میشه. حالا شاید باید بدونیم اون باجی که بانکها اخیرا به هکرها در این خبر دادن از کجا دادن:

هکرها ۲۰ بانک ایرانی را هک و برای منتشر نکردن اطلاعات مشتریان سه میلیون دلار باج گرفتند! پولتیکو به نقل از منابع مطلع گزارش داده که حمله سایبری ماه گذشته که تهدیدی برای ثبات سیستم بانکداری ایران بود موجب شد که شرکت تامین کننده راهکارهای نرم افزاری بانکداری ایران (شرکت توسن) به هکرها میلیون ها دلار باج پرداخت کند.

استیضاح و برکناری زاکانی جدی شد

روش کار یک روش مرسومه. ما چون مشهدیم اینها رو راحت میبینیم. نگاه کنید به انتخابات شورای شهر مشهد. مثلا انتخاباته و رئیسی رای آورده. در انتصابات خود رئیسیون رو می‌آورند که بعداً وقتی هشتگ #رئوسیه در صفحات مجازی و کانالها زدند منتسب بشه به رئیسی. بعد اینهم زرنگی می‌کنه و اصلا در جلسه حضور پیدا نمیکنه که به این حکم منتسبش کنند.

باز یکی دیگه به اسم سید عبدالله ارجایی انتخاب میشه که با حکم کیفرخواست دو تن از کارکنان از سمت شهرداری مشهد برکنار میشه و عجیب مهره مطلوب سرجایش قرار میگیره. درسته که ارجایی تبرئه شد، ولی به موجب حذف رئیسی و شرایط حاکم دیگه منتسب هم نمیشه

این ماجرا قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ هست. 

حالا بعد از آن این جریانات باید برای شهردار تهران یعنی زاکانی اتفاق بیوفته. اون هم همین طوری:

تمام روزنامه اخبار پخش کردند که از کارکنان شهرداری زیر آسانسور رفته. دیدن جواب نداد و با حکم کیفرخواست نتوانستند برکنارش کنند. کارزار برای برکناری‌اش تشکیل دادند که چمران از شورای شهر تهران او را انتخاب کرده است و زاکانی با انتخابات نیامده است.

حالا بعد از قاضی زاده هاشمی، این نفر بعدی هست که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳ رای نیاورده و از سمت شهرداری تهران هم قرار است برکنار شود

رو لباس هاشون نوشته توس چینی!

وقتی توس چینی بعنوان اردوگاه کار اجباری حامی مالی لباسهای ورزشی ابومسلم باشه، انتظاری برای بهبود ورزش فوتبال خراسان نداریم. توس چینی کارخانه ای برای تولیدات ظروف چینی است که بزرگترین انبار نگهداری سیمان سفید و پودر سنگ در منطقه نزدیک به ورزشگاه ثامن الائمه را دارد. انباری که به راحتی در نقشه ماهواره ای وضعیتش دیده میشود. توس چینی کارخانه ای در نزدیکی شهرک صنعتی توس است که به دلیل واقع شدن در خیابان شاهنامه 14، در لیست مهاجرین اجباری به خارج از محدوده شهری با قوه قهریه باید قرار میگرفته.

سرم شلوغ شده. صبح باید خبر بذارم معلولین بهزیستی در کشور چه فنا میشوند، شب موقع خواب باید خبر بذارم ورزشگاه ثامن جای شاهنامه به فنا رفته. یک روزنامه باید درست کنم به اسم نسیم شاهنامه. یعنی با اینکه یک نشریه نهنگ نو دارم که خیلی معتبر و علمی حرف میزنه باید یک چند تا روزنامه بذارم برای اخبار پیش رو. همه اش رو هم باید خودم پر کنم.

اومدم میبینم به به ورزشگاه ثامن که خیلی بزرگه یک تیکه قراره با نام شهید رئیسی 6 هزار نفری معرفی بشه. منطقی هم هست. یک ورزشگاه داریم که کلنگ زنیش از سال 73 بوده و با اینکه تیم لیگ برتر نداریم (ابومسلم و سیاه جامگان غرق در حواشی هستند) ولی یک ورزشگاه داریم کنار پارک جنگلی سوران که قراره محیط اطراف رو سرسبز نشون بده.

استانداری خراسان هم بازدید سرزده ای از روند پیشرفت کار ورزشگاه ثامن داشته و با خودم میگم چه استانداری خوبی، مثل شهردار سابق میخواد چادر بزنه و روند پیشرفت ورزشگاه رو خودش شخصا دنبال کند. اون هم بخصوص حال که قرار شده اسم ورزشگاه 6 هزار نفریش به نام شهید رئیسی باشه!

حالا میزنم تو برنامه نقشه و نگاه میکنم از 5 تیر تا حالا ورزشگاه مس کرمان با نام شهید رئیسی قبلا به دنیا معرفی شده. یعنی دو ماه قبل! تاریخ کلنگ زنیش کی هست؟ سال 85. اصلا خبرگزاری اومده و پوشش خبری میده که ورزشگاه مس کرمان رو میزبان کنیم. یعنی این مس کرمان که لیگ برتر دارد، چند بار دست ما مشهدی ها رو از پشت بسته. از اونطرف هم شهرداری و استانداری مشهد که حامی مالی سیاه جامگان با شعار مشهد شهر هوشمند بوده، کار خاصی نکرده، اون هم بعد از نامگذاری چند ورزشگاه و بزرگراه به نام شهید رئیسی.

تو نقشه ماهواره ای، روند پیشرفت ورزشگاه مس کرمان رو نگاه میکنم. به طرز عجیبی با روند پیشرفت نقشه ورزشگاه ثامن در یک حده. انگار هر دو رو داده اند به یک پیمانکار بسازه. اونم ذهنش تا همین حد گیر کرده و هر دو رو تا همین حد گذاشته.

البته فقط هم این نیست. مثلا همین پارک جنگلی سوران رو در نظر بگیرید. من نگاه کردم مردم خیلی علاقه داشتند این منطقه چیزی بیشتر از فقط کاشت چند درخت برای پرندگان جای دریاچه در حال خشک شدن سوران باشه، ولو به دروغ و آش سنگ خوردن آن را بالا میبردند. اونوقت باید نگاه کنم استانداری ما دستپاچه راه افتاده گوشه ای از ورزشگاه ثامن رو با نام رئیسی بذاره، اونهم نه برای بزرگداشت شهدای خدمت، بلکه برای دعوایی که بعدا قراره سر این بیوفته که آیا ورزشگاه مس کرمان باید بیشتر بهش رسیدگی میشد یا ورزشگاه ثامن الائمه مشهد؟! فقط برای اینکه کم نیاره.

همه اینها در شرایطی هست که ما شانس میزبانی جام ملت های آسیا در سال 2027 داشتیم.

حالا این هم سوال هست که چرا شهید رئیسی، رئیس جمهوری برخاسته از شهر مشهد بود، ولی تا حد امکان هویتش دور از این شهر نگاشت میشد؟

شمارش معکوس قطع حقوق مردمی

در شرایطی که در کشورهای خارجی ما از دو کلمه جمهوری‌خواه و دموکرات استفاده می‌کنیم در ایران از دو کلمه سلطنت طلب و انقلابی باید استفاده کنیم.

دیگه گذشت اون زمان که بگن که فاصله بین اصولگراها و اصلاح طلب‌ها زیاد شد. این فاصله به قدری زیاد شده که باید بگیم فاصله بین انقلابی‌ها و سلطنت طلب‌ها زیاد شد. خبری از اصولگرا و اصلاح طلب نیست آنچه که باقی مونده انقلابی بودن و یا سلطنت طلب بودن هست. در نوع دیگری از دسته‌بندی، دو دسته اسلامی و غیر اسلامی در ایران باقی مانده است. طرف روسری نمی‌پوشه و معتقده هنوز مسلمونه، ولی کم کم گوشت خوکم براش عادی بشه خودشم قبول می‌کنه که نمی‌خواد اسلامی بمونه.

مثالم برای ذکر این فاصله، همون ماجرای جمشید شارمهده که سلطنتی بود و ما اصلاً نفهمیدیم که بالاخره حکم اعدامش اجرا شد یا نه. فقط همون حوالی اجرای حکمش بود که سران فتنه دنیا از جمله آلمان و آمریکا داشتن پیغام جمشید شارمهد آزاد کنید سر می‌دادند. طولی نکشید که ما دیدیم رئیس جمهورمون شهید شد.

رئیس جمهور ما (شهید جمهور رئیسی) شهید شد و بعدم گفتن که به دلیل سنگینی بارش این اتفاق افتاده و حالا ما منتظریم ببینیم که بار بقیه دیگه چه جوری می‌خواد سنگین بشه.

به عکس زیر نگاه کنید. در یک عکس دو نفر نشسته اند: دکتر مصدق و آیت الله کاشانی.

آیا استثنایی که امروز اتفاق افتاده شبیه این نیست که این بار بخواهند دکترش رو نگه دارند و آیت اللهش رو حذف کنند؟

یعنی کودتای 28 مرداد توسط آمریکا یک بار انجام شد و اشتباهاتی داشت. این اشتباهات منجربه انقلاب اسلامی شد. حالا اشتباه از کجا بوده؟ از انتخاب مهره حذفی بوده. در عمل میبینیم:

حتی یکجای دیگه به تحلیل خود شهید رئیسی سپاه اگر سال 1332 بود، کودتای 28 مرداد اتفاق نمی افتاد. حال جالب اینکه امسال سپاه بود و شبیهش اتفاق افتاد. فقط میتونیم انتقام بگیریم، در حالیکه سپاه ضعیفه و بارهامون سنگین.

از جمله سنگینی بارها مثلاً همین قطع مستمری ۱۳۰۰۰ مستمری بگیری بهزیستی هست. فکرشو بکنید آبان سال ۱۴۰۱ که داشتن به خاطر ژینا و مهسا امینی شورش می‌کردند، ما شاهد پخش اخبار ۳۰ درصد افزایش مستمری مستمری بگیران بهزیستی بودیم. حالا شهریور ۱۴۰۳ هست و هنوز ۳۰ روز از استقرار حکومت پزشکیان نگذشته خبر همین طوری پخش شده که ۱۳ هزار مستمری بگیر حقوقشون کم شده.

همین طوری پیش بریم کم کم می‌بینیم یارانه‌ها هم در حالی قطع شدن که اصل درآمد 30 درصد مردم از اجاره است. کم کم می‌بینیم که تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ خیلی اتفاقهای استثنایی افتاده که فقط ما رو یاد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میندازه که دولت مصدق کنار رفت و حکومت شاهنشاهی پهلوی ادامه یافت. آن سال‌ها، قبلش هم و همزمانش دولت ایران شاهنشاهی بود. شاه پهلوی که مطلوب آمریکا بود از آمریکا فرمانبری میکرد، ولی مصدق می‌خواست کمی مردم ایران هم سود ببرند.

دولت شهید رجایی به دست عوامل مستقیم آمریکا حذف شد. پس از آن با چند استثنای معجزه گونه و در حالی که جمعیت جوانی داشتیم، ما توانستیم دولت های مستقل در چهارچوب انقلاب اسلامی شکل دهیم.

 آنچه که امروز در حال رخ دادنه، خوشبینانه اش اینهاست که گفتم. چیزی در آینده که خیلی هم دور نیست و شرایط رو کاملا تغییر میده، مساله فلسطینه. زمانیکه بتونیم به اسناد تل آویو دسترسی پیدا کنیم. به سمتی میریم که واقعا مسلمان از غیرآن مشخص بشه، و مردم ایران اگر بخواهند زنده بمانند انتخاب خواهند کرد که مسلمان باشند، مگر اینکه مثل خیلی های امروز، انتخاب کنند تابعیت ایرانی خود را لغو کنند.