Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers
Hello Abroad

Hello Abroad

This Weblog is for Foreingers

تاراج

ما یک چیزی داریم به اسم تاراج. مثلا کارشناس صنعت معدن و تجارت می آید میگه تاراج انرژی داریم. منظورش هم تلاش عده ای سیستماتیک برای هدر رفت انرژی، معادن و مخازن ماست.
این هدر رفت هم در مبدا صورت میگیره و هم در مقصد. یعنی مسیر عرضه و ارائه آن را پی میگیرند تا آن را در هر نقطه نفوذی که دارند به هدر ببرند. مثلا در مبدا با خالی کردن سرمایه معدن، طوریکه بشه ازش چند ده تنی راحت برداشت و بی صاحب بود، مثل معدن طلایی که این روزها سر زبانها افتاده، آن را خالی میکنند که بعدا خرج نیروهای ضد انقلاب و تجزیه و نابودی خودمان کنند. هزینه ای که برای نیروهای دشمن میدهند با همین تاراج صورت میگیرد.
در سمت مصرف کننده، مدل دیگه که انرژی به هدر می‌رود تا اسم تاراج به خود بگیرد، مثلا همین گاز و انرژی شهریه؛ فشار گاز رو عمدا طوری تنظیم می‌کنند که هدر بره. دیروز یک مطلبی می‌خوندم که می‌گفت ۲۰درصد انرژی ساختمان ها از شیشه ها، ۲۰ درصد از کف و ۳۶درصد از دیوارها هدر می‌رود. این هدر رفت را با همان طراحی اولیه ساختمان می‌توانستند کم کنند، اما چرا نکرده اند؟
کافی بود الزام قانونی بگذارند خود طراح ساختمان، همان اول خودش را ملزم بداند که برای صرفه جویی در مصرف انرژی طراحی خود را تنظیم کند. مثلا ساختمان های مسکونی هست که طبقات آنها با گردش خورشید حول یک مرکزی می‌چرخد. این ساختمان ها هدر رفت انرژی کمتری نسبت به سایر ساختمانها دارند. حالا نمی‌گم در این حد اجرا کنند ولی الزامات طراحی بهینه رو افزایش بدهند. الآن جوری شده که احداث بادگیر غیر قانونی محسوب میشه و هر نوع ساختمان منحنی  و عجیب غریب می دونه ساخته بشه. و اگر طرح سنتی برای خانه داشته باشی شهرداری ها چند برابر یک ساختمان معمولی ازت پول میگیرن. 
سخن از تلاش برای هدر دادن منابع از هر سوراخ ممکن است. زمانی، در دولت روحانی، یک میز اقتصادی تو تلویزیون گذاشتند که بگویند منابع گازی ما رو به انتهاست، و این انتها هم همین چند سال آینده است. کمی بعد، یک اتفاق در تنظیم ورودی گاز خانه های ما افتاد:
فشار گاز زیاد شد.
ما برای مقابله با آن، هم پیچ کناری لوله گاز را باید کمتر باز کنیم و هم خود پیچ ورودی وسیله مصرف کننده را.
در مورد آب و برق که عرایض بسیار است. دیروز حرفهای خانم سمیه رفیعی، نماینده مجلس شورای اسلامی، در مورد آب و برق را می‌دیدم. خانم رفیعی می‌گفت چهار نفر آدم، به تعداد انگشتان دست هم نمیرسند، فارغ از تغییر دولت نشسته اند و آب فروشی و برق فروشی میکنند. یعنی دولت ها با انتخاب مردم می آیند و می روند، ولی اینها سر جایشان نشسته اند و برنامه ریزی میکنند چطوری این آب و آن انرژی را به هدر بدهند.
منابع آب شیرین ما محدود است. اصطلاحی که دیروز می‌دیدم این خانم استفاده کرد مناسب نبود و بنظر من باید دیدمان را برای جریانات اخیر، به فراتر از دیدن منابع بعنوان کالا ببریم. اصطلاح درستی که این خانم گریه میکرد و می‌گفت که آب را کالا می‌بینند، درست و جامع نبود و این خانم باید از کلمه تاراج منابع باید استفاده میکرد.
امروز، ما باید دقیق مشخص کنیم آنچه که صورت می‌گیرد تلاش به هدر رفت حداکثری منابع است، ولو مقاومتی صورت بگیرد و وارثان و مالکان مخالف آن باشند. این را کسانی که بیست سال برای ساماندهی کشفرود چشم گذاشته اند، باید بگویند. طرف می آید، جلوی دوربین ها، با سرعت هر چه تمام تر وسط مسیر کشفرود با تانکر حمل آب می ایسته و تخلیه میکند و بعد هم فرار میکند. قشنگ هم میداند که دوربین داره آن را میپاید.
همزمان، دولت پزشکیان، بعد از ترور دولت رئیسی می آید روی کار و میگه ما بودجه نداریم به سازمان منابع طبیعی و آبخیز داری بدهیم، پس آن را منحل میکنیم! اسم این کار چیه؟ تاراج همزمان با انهدام؛ تاراج و جنایت.
هنگامی که توسعه شهری وابسته به جلسات نامنظم در حد ریاست جمهوری و وزیر راه و شهرسازی شد، مجوز تاراج اراضی خوب و مرغوب صورت گرفت. وزیر راه و شهرسازی، خانم مالواجرد، با دبدبه و کبکبه می آید جلو دوربین و اعلام میکنه که ده درصد اراضی خوب مثل اراضی شهر توس رو می شه به مردم بدهیم. زمان که میگذرد و جنگ هم که میشه، دیگه جلسه شورا بی جلسه شورا! اسمش رو هم میگذارن تشریفات که باعث نشد مسکن به مردم برسد! چه تشریفاتی؟! اصلا کسی نگفت قصد دادن زمین و مسکن به مستاجرین دارد!
تاراج اراضی با برچسب گردشگری موضوع جدیدی نیست.
دیرپایی است که دولتی ها، در راس و به شاخه نشسته اند و بن می‌برند.
هدف تاراج تاراج است.
به چه نحو؟
همینکه مستأجران خانه دار نشوند و در عوض اراضی به اسم گردشگری برجهای بلند و بزرگ به عده محدودی سرمایه‌دار لیبرال داده شود کافیست.
همینکه زودتر زودتر مردم ناراضی شوند، شکاف طبقاتی بالاتر برود، قیمت طلا و مسکن وابسته به جیمی شود کافیست.
جیمی چه میخواهد؟
وضع کنونی، و بدتر شدن آن
اصطلاح امروز، تاراج است و فردای آن را در زمینهای فلسطین دیدیم، مردم امروز فلسطین بهتر از هر کسی معنای تاراج را می دانند.
________________________



We have something called plunder. For example, an expert in the mining and trade industry comes and says that we have plunder of energy. What he means is the systematic effort of some people to waste our energy, mines, and reservoirs.
This wastage occurs both at the source and at the destination. That is, they follow the path of supply and delivery to waste it at every point of influence they have. For example, at the source, by emptying the mining capital, so that a few dozen tons can be easily taken from it and it remains ownerless, like the gold mine that has been in the news these days, they empty it so that later they can spend it on counter-revolutionary forces and our own disintegration and destruction. The cost they pay for enemy forces is done with this plunder.
On the consumer side, another model where energy is wasted to the point of being plundered, for example, this gas and energy tuition; they deliberately adjust the gas pressure in such a way that it is wasted. Yesterday I read an article that said that 20% of the energy in buildings is wasted through the windows, 20% through the floor, and 36% through the walls. They could have reduced this waste with the original design of the building, but why didn't they?
It would have been enough to make it a legal requirement for the building designer to consider himself obligated to adjust his design to save energy. For example, there are residential buildings whose floors rotate around a center with the rotation of the sun. These buildings waste less energy than other buildings. Now I'm not saying to implement this to this extent, but to increase the requirements for optimal design. Now it has become such that building windbreaks is considered illegal and any kind of curved and strange building can be built. And if you have a traditional design for your house, municipalities will charge you several times more than a normal building.
We can talk about trying to waste resources from every possible angle. Once, during the Rouhani administration, they put an economic table on TV to say that our gas resources were running out, and that this end would be in the next few years. Shortly after, something happened in the regulation of the gas inlet to our homes:
The gas pressure increased.
To deal with it, we had to open both the side valve of the gas pipe less and the inlet valve of the consumer device itself.
About water and electricity, which are many issues. Yesterday, I saw Ms. Somayeh Rafiei, a member of the Islamic Consultative Assembly, talking about water and electricity. Ms. Rafiei was saying that four people, not even counting the fingers on one hand, are sitting around selling water and electricity regardless of the change of government. That is, governments come and go by the people's choice, but these people are sitting around planning how to waste this water and that energy.
Our fresh water resources are limited. The term that I saw this lady use yesterday was not appropriate, and I think we need to take our perspective on recent developments beyond seeing resources as commodities. The correct term that this lady cried and said that they see water as a commodity was not correct and comprehensive, and this lady should have used the word plundering resources.
Today, we must clearly define what is being done: an attempt to waste resources to the maximum extent possible, even if there is resistance and the heirs and owners oppose it. This should be said by those who have been watching the organization of the Kashfrud for twenty years. The party comes, in front of the cameras, stops in the middle of the Kashfrud route with a water tanker as fast as possible, empties it, and then runs away. It also knows that the camera is watching it.
At the same time, the Pezizian government, after the assassination of the Raisi government, comes to power and says that we do not have the budget to give to the Natural Resources and Watershed Management Organization, so we will dissolve it! What is the name of this? Plundering simultaneously with destruction; plundering and crime.
When urban development became dependent on irregular meetings at the level of the presidency and the Minister of Roads and Urban Development, permission was granted to plunder good and quality lands. The Minister of Roads and Urban Development, Ms. Malvajerd, comes in front of the camera with pomp and show and declares that ten percent of good lands, such as the lands of Toos city, can be given to the people. As time passes and war breaks out, the council meeting will be without a council meeting! They also call it the formalities that prevented the people from getting housing! What formalities?! No one said they intended to give land and housing to tenants!
The plundering of lands with the label of tourism is not a new issue.
It has been a long time since the governments have been sitting at the top and at the bottom and cutting corners.
The purpose of plunder is plunder.
In what way?
It is enough that the tenants do not become homeowners and that instead the lands are given to a limited number of liberal capitalists in the name of tourism with tall and large towers.
It is enough that the people become dissatisfied as soon as possible, the class gap increases, and the price of gold and housing becomes dependent on Jimmy.
What does Jimmy want?
The current situation, and its worsening: Today's term is plunder, and we saw its future in the lands of Palestine. Today's Palestinian people know the meaning of plunder better than anyone.

نصر من الله و فتح القریب

امروز روز مهمی است.
امروز، 26 مهر 1404 قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل به طور خودکار منقضی میشه و در نتیجه آن موضوع ایران از بررسی شورای امنیت خارج میشود. این قطعنامه از ۲۶ مهرماه ۱۳۹۴ به اجرا درآمد و دوره ۱۰ ساله اعتبار آن امروز، شنبه، به پایان می‌رسد؛ از امروز همه محدودیت‌های تسلیحاتی و موشکی مندرج در این قطعنامه برداشته میشود.

 و من باید برای خاتمه این قطعنامه برجام، یادی کنم از لیست هزار نفره شهدا که در انتهای آن ضمیمه شد؛ قطعنامه ای که به ظاهر برای اشاعه صلح و منع گسترش سلاح های هسته ای صادر شده بود، ولی برعکس مفاد آن منجر به شهادت بیش از هزار نفر از سران و نخبگان ایرانی شد. زمانیکه به ما حمله میشد مفادی که در آن فریب کارانه گنجانده شده بود همچون پتکی بر سرمان کوبیده میشد:

نتیجه گزارش مدیر کل آژانس انرژی اتمی، گروسی: حمله 23 خرداد رژیم صهیونیستی به ایران با تایید تروئیکای آلمان، فرانسه انگلیس و البته آمریکا

فعال شدن مفاهیمی مثل مکانیسم ماشه و اسنپ بک!

تلاش برای اجرای برجام موشکی، پس از خاتمه یافتن برجام هسته ای و ....

از آنجا که همه این لیست شهدا را در اختیار ندارم، فقط به برخی از سران و فرمانده ها، بسیجی ها و سپاهیانی اشاره میکنم که لیست دقیق آنها را امام زمان در اختیار دارد.
در سالگرد شهادت یحیی سنوار، مبتکر طوفان الاقصی در هفت اکتبر این لیست را باز نشر میدهم:

برخی شهدای کودک در اثر حمله سحرگاه 23 خرداد

قطعا لیستی که دست امام زمان است کامل تر است.

شهدای نیروی پدافند هوایی آجالیست سرداران ارتش- حمله نظامی رژیم صهیونیستیلیست شهدای ارتش- بر اثر حمله رژیم صهیونیستیلیست دانشمندان و نخبگان شهید هسته ای در برابر سیاست تغییر پارادایم به نفع آمریکا و اسرائیل

حقوق حاکمیتی ایران اسلامی قابل مذاکره نیست و جهان شمول است.

قانون خدا باید بر روی زمین کامل اجرا شود و اگر ما ذره ای در به اجرا درآمدن آن نقش داشتیم که خاطره ای شد و خوش گذشت.
آن سید عزیز، بقیه الله، روی زمین قبل از ما زنده بود و اگر امروز نباشیم و برپایی حکومت عدل او را روی زمین ندیده باشیم این سعادت را داشته ایم که با هم پیمانان او تا لحظه آخر عمر جاودانه آنها خاطراتی برای سازندگی و حفظ ارزش‌های اسلامی دفاع داشته باشیم. این روزگار میگذرد تا همانطور که خدا وعده داده است روزی بیاید و شاهد آن باشیم که جانشینان و وارثان زمین کسانی هستند که برپا کننده صلح حقیقی هستند.
این لیست از شهدا که دوست داشتم تعداد بیشتری در اختیار داشتم تا امروز منتشر کنم، نتیجه دیپلماسی به اسم برجام بود که امروز خاتمه یافت.
در شمارش اعضای این لیست جا دارد از سرلشگر محمد باقری یاد کنم که نه فقط در قاب رسانه و بلکه در هنگامه زندگی و جوانی خود چند دهه شاهد رشادت‌ها و تلاش های بی بدیل او و خانواده محترم بودیم و ما در فضای علاقه و محبت جان فشانه آنها به رهبری فرزانه سید علی خامنه ای و ایثارگری و رشادت‌های آنها بالنده شده ایم.
روح بلندشان قرین آرامش باد. سوار بر اسب همچون عشایر کوهستان، احساس امنیتی که امروز داریم، مدیون آنها هستیم.
روحشان شاد و یادشان گرامی باد


_______________________


Today is an important day.
Today, 16 Mehr 1404, UN Security Council Resolution 2231 will automatically expire, and as a result, the issue of Iran will be removed from the Security Council’s consideration. This resolution came into effect on 16 Mehr 1394 and its 10-year validity period ends today, Saturday; from today, all arms and missile restrictions contained in this resolution will be lifted.

And to conclude this JCPOA resolution, I must mention the list of a thousand martyrs that was attached at the end; a resolution that was ostensibly issued to spread peace and prevent the proliferation of nuclear weapons, but on the contrary, its provisions led to the martyrdom of more than a thousand Iranian leaders and elites. When we were attacked, the contents that were included in it were deceptively hammered on our heads:

Result of the report of the Director General of the Atomic Energy Agency, Grossi: The attack of the Zionist regime on Iran on June 13th with the approval of the troika of Germany, France, England and of course the United States

Activation of concepts such as the trigger and snapback mechanism!

Attempts to implement the missile JCPOA, after the termination of the nuclear JCPOA and ....

Since I do not have this entire list of martyrs, I will only mention some of the leaders and commanders, Basijis and soldiers whose exact list is in the possession of the Imam of the Time.

On the anniversary of the martyrdom of Yahya Sinwar, the initiator of the Al-Aqsa storm on October 7th, I am republishing this list:
Some child martyrs as a result of the dawn attack on June 13th

The list in the hands of the Imam of the Time is definitely more complete.
Martyrs of the Ajalist Air Defense Force, Army Generals - Military Attack of the Zionist Regime, Martyrs of the Army - Due to the Zionist Regime's Attack, Scientists and Martyr Nuclear Elites Against the Policy of Paradigm Shift in Favor of America and Israel

The Sovereign Rights of Islamic Iran are Non-negotiable and Universal.

God's Law must be fully implemented on Earth, and if we had a small role in its implementation, it would be a memory and a happy ending.

That dear Sayyid, Baqiyatullah, was alive on Earth before us, and if we are not here today and have not seen the establishment of his just government on Earth, we have had the good fortune to have memories with his allies until the last moment of their eternal lives to defend and preserve Islamic values. This time will pass until, as God has promised, one day will come and we will witness that the successors and heirs of the Earth are those who establish true peace.

This list of martyrs, which I would have liked to have had more of to publish today, was the result of diplomacy called the Joint Comprehensive Plan of Action, which ended today.
In counting the members of this list, I would like to mention Major General Mohammad Bagheri, who witnessed the unparalleled bravery and efforts of him and his respected family not only in the media but also during his life and youth for several decades, and we have been honored in the atmosphere of their love and devotion to the wise leadership of Seyyed Ali Khamenei and their sacrifice and bravery.
May their lofty spirits rest in peace. Riding horses like mountain nomads, we owe them the sense of security we have today.
May their spirits be happy and their memory be cherished

عزل مدیر کل فرودگاه اردبیل بابت بازرسی از کیف خانم وزیر

هنوز ما درباره نحوه شهادت شهید رئیسی در مرزهای جمهوری آذربایجان مشکوکیم و با توجه به جنگ دوازده روزه، بیشتر احتمال میدهیم که رئیس جمهور قبل از دولت پزشکیان (شهید رئیسی) را ترور کرده باشند و با تکنولوژی روز به نحوه شهادتش پی نبرده باشیم. آن وقت خانم وزیر، فرزانه صادق، یک توک پا رفته جمهوری آذربایجان و برگشته. ضمن اینکه نگذاشته که کسی کیفش رو بازرسی کنه، درگیری لفظی با بازرس پیدا کرده و همان شب هم حکم عزل مدیرکل فرودگاه، آقای محمد قصابی، رو داده!

قشنگ، گویی مملکت رو بی در و پیکر یافته. از آنطرف میگویند که پول نداریم و باید سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری منحل شود و از این طرف خانم وزیر میره جمهوری آذربایجانی که با رژیم صهیونیستی رابطه خویشاوندی داره!

خانم وزیر طرح مسکن ملی رو که منوط به اجرای کامل مفاد کرده و اجازه توسعه شهری نمیده. از آنطرف مجری پیشروی  طرح های ضد محیط زیستی مثل بزرگراه و کمربند جنوبی اشتباهی هم شده که جای کوهپارک مشهد زده اند.

مشهد امروز به دلیل آلودگی هوای با شاخص 185 به بالا و ناسالم برای تمام گروه ها تعطیل شده و یک کسی حاضر نشده از سمت ترکمنستان با ایران همکاری کنه تا ریزگردها و آلودگی هوای صحرای ترکمنستان رو سمت مشهد نفرسته. ما هنوز مشکوکیم که ترور شهید رئیسی دقیقا کار کدام ترکی بوده است که خویشاوندان ترک ها شده اند رئیس جمهور ما و بعد از شهادت شهید رئیسی مشهد رو بیش از پیش آلوده کرده اند. میگن 60% این آلودگی ترکمنستانه و 40% منشا داخلی داره. خب، رعایت میکردین، و کمی به فکر هوایی که ما تنفس میکردیم میبودین.



______________________



We are still suspicious about the manner of martyr Raisi's martyrdom on the borders of the Republic of Azerbaijan, and considering the twelve-day war, we think it is more likely that the president was assassinated before the Pezeshkian government (Martyr Raisi) and that we have not figured out how he was killed with modern technology. At that time, the Minister, Farzaneh Sadeq, went to the Republic of Azerbaijan for a short while and returned. In addition to not letting anyone search her bag, she got into a verbal altercation with the inspector and that same night ordered the dismissal of the airport's director general, Mr. Mohammad Qasabi!
It's beautiful, as if she found the country helpless. On the one hand, they say that we don't have money and that the Natural Resources and Watershed Management Organization should be dissolved, and on the other hand, the Minister is going to the Republic of Azerbaijan, which has a kinship relationship with the Zionist regime!
The Minister has made the National Housing Plan conditional on the full implementation of its provisions and does not allow urban development. On the other hand, the executive of the highway and southern belt initiative has also made a mistake by replacing it with Mashhad Mountain Park.
Mashhad is closed today due to air pollution with an index of 185 and above, which is unhealthy for all groups, and not a single person from Turkmenistan has agreed to cooperate with Iran to prevent the dust and air pollution of the Turkmen desert from being sent to Mashhad. We still have doubts about which Turk was the one who assassinated Shahid Raisi, whose relatives have become our presidents and who have polluted Mashhad even more than before after Shahid Raisi's martyrdom. They say that 60% of this pollution is of Turkmenistan origin and 40% is of domestic origin. Well, you would have been careful, and you would have thought a little about the air we were breathing.

موضوع پروژه: خدمت حداکثری به اربابان صهیونیسم

دیروز دنبال یک سری مطالب درباره بازار میوه و تره بار میگشتم که برایش تا مجلات 30-40 سال پیش عقب برگشتم.

این مجلات را تا کنون چندین بار جستجو کرده بودم و این بار با آرامش بیشتری داشتم مطالعه میکردم. یک صفحه نوشته بود: اگر آمریکا یا انگلیس و سایر ابرقدرت ها مثل فرانسه، آلمان و حتی ژاپن مخارج سازمان های بین المللی را بیشتر از سایرین میپردازند، پشت آن سلطه جویی و قدرت طلبی است.

در حال حاضر، در دنیای اطلاعات و ارتباطات نظم نوینی در جهان در حال شکل گیری است. نظمی که در آن خبرگزاری های کوچک، در حد حتی خبرگزاری های یک نفره میتواند اخبار را به مردم دنیا برساند. این خبرگزاری های نوین باعث شدند تا خبرگزاری های رسمی قدیمی که اغلب کاری در حد بوق تبلیغاتی ارائه میدادند کمتر مورد توجه قرار بگیرند و اتفاقا بیشتر مخاطبین متوجه خبرهای مهم تری شده اند که در جهان در حال رخ دادن است.
خبرگزاری های قدیمی با به وجود آمدن این خبرنگاران جدید بخصوص در جریان اقدام صهیونیست ها به نسل کشی مردم مظلوم فلسطین بسیاری از منافع صهیونیست ها در جهان را به خطر انداخته اند.
در این جا نقش کمک های مالی که صهیونیست ها به سازمان های بین المللی میدهند فعال میشود. اگر صهیونیست ها ببینند سازمانی با این نظام جدید خبری موافقتی کرده است، آن سازمان را از کمک های مالی خود محروم و تحریم میکنند. در این صورت آمریکا از این سازمان های بین المللی خارج میشود و اتفاقا موجب خرسندی است.
این مطالب رو در مجله ای داشتم میخواندم که تاریخ آن مربوط به سالهای تجاوز عراق علیه ایران بود. چند سالی از جنگ تحمیلی گذشته بود. در حال حاضر، در دنیای اطلاعات و ارتباطات نظم نوینی در جهان در حال شکل گیری است. نظمی که در آن خبرگزاری های کوچک، در حد حتی خبرگزاری های یک نفره میتواند اخبار را به مردم دنیا برساند. این خبرگزاری های نوین باعث شدند تا خبرگزاری های رسمی قدیمی که اغلب کاری در حد بوق تبلیغاتی ارائه میدادند کمتر مورد توجه قرار بگیرند و اتفاقا بیشتر مخاطبین متوجه خبرهای مهم تری شده اند که در جهان در حال رخ دادن است.
خبرگزاری های قدیمی با به وجود آمدن این خبرنگاران جدید بخصوص در جریان اقدام صهیونیست ها به نسل کشی مردم مظلوم فلسطین بسیاری از منافع صهیونیست ها در جهان را به خطر انداخته اند.
در این جا نقش کمک های مالی که صهیونیست ها به سازمان های بین المللی میدهند فعال میشود. اگر صهیونیست ها ببینند سازمانی با این نظام جدید خبری موافقتی کرده است، آن سازمان را از کمک های مالی خود محروم و تحریم میکنند. در این صورت آمریکا از این سازمان های بین المللی خارج میشود و اتفاقا موجب خرسندی است.
یعنی، من مجله سی سال پیش را میخواندم و محتوا مال امروز بود. همینطور که ورق میزدم و موضوعم چیز دیگری بود رسیدم به صفحه ای که دیگر داشتم از پایین میخواندمش:

«من بعنوان نماینده یونان، در اکتبر گذشته، به مجمع عمومی یونسکو در پاریس پیشنهاد کردم که روز 22 مارس، نخستین روز بهار، درست سر ظهر، همه جای عالم، در شمال، در جنوب، در شرق، در غرب، هر کاری برای یک دقیقه متوقف گردد. در این دقیقه، همه وسایل نقلیه بایستند، کارگران در کارخانه ها ابزارها را زمین بگذارند، معلمها و شاگردها در کلاسها، و قضات در جلسه دادگاه ها برخیزند، جلسه پارلمانهای سراسر جهان معلق شود، و در سربازخانه ها و میدان های ورزشی، سربازان اجتماع کنند تا در سطح کره، همگی موجودات بشری قاطعانه خواستار صلح گردند»

تعجب کردم و گفتم این چه میگوید؟ به شرق و غرب و اینها، همگی پیشنهاد کرده یک کاری بکنند. به عنوان مطلب دقت نکردم. پاراگراف اول را خواندم که نوشته بود:

«اینکه ملت های همه کشورها در اضطراب یک جنگ جهانی به سر میبرند، جنگی که به عمد یا از روی تصادف، ناگزیر به برخورد هسته ای خواهد انجامید ...»

دیگه بقیه اش را نخواندم. بقیه متن را امروز هم دارند میگویند، با عکس و با تصویر، با فیلم و با بیان و دیروز هم با امضا و زیبا سازی، ولو با یک پیشنهاد «یک دقیقه برای صلح». همزمان، در یک جنگی تحمیلی، موسوم به جنگ دوازده روزه هم یک هزار نفر از فرمانده ها و نخبگان کشورمان را به اسم مبارزه با جنگ هسته ای شهید و پنج هزار نفر هم ناقص کردند.

حالا، آن دیروز که این یونانی مطلب را نوشته بود، چه روزی بود؟ روزی بود که شرکت های آلمانی برای نخستین بار سلاح های کشتار جمعی و نامتعارف شیمیایی را به صدام حسین در عراق فروخته بودند تا این بر سر ما ایرانی ها بکوبد و بسیاری از مردم بیگناه ما را به کام مرگ بکشاند!

گفتم امروز هم جریان همین است. بروم و نگاه کنم امروز در یونان، که همسایه اسرائیل هست چه میگذرد. نگاه کردم و دیدم اینها معترض به افزایش زمان کاری تا 13 ساعت در روز هستند.

نگاه کردم در کشور ما هم قضیه همین است. همان موقع بود که ویدئوی زنی کارگر دست به دست میشد که مردی کارآفرین و مشهور بر دستانش بوسه میزد و این هم میگفت من پنج صبح با سه تا بچه، (شوهر هم که ندارم) بلند میشم. شش صبح راه می افتم و هفت صبح کار کارخانه ایم شروع میشه. ساعت سه بعد از ظهر هم میرم تو یک آشپزخانه تا خود ساعت یک نصف شب مشغول کارم!

یعنی با این ویدئوی بوسه ماچه ای مرد غریبه بر دستان زن، با یک تظاهر کلامی زیبا شده بود، وگرنه که اروپا و یونان رو که الآن میبینیم دارن اعتصاب میکنند که چرا تعداد ساعات کاری ما مثل سایر کشورهای اتحادیه اروپا نباید باشه و تعداد ساعات کاری اروپایی ها داره کم میشه و ساعات کار ما داره زیاد میشه؟!

من هنوز نشمرده ام که این زن که از ساعت 5 صبح آماده میشه که بره سر کار تا ساعت یک صبح فردایش و کلا 4 ساعت درشبانه روز میخوابد، میشود چقدر کار و بدبختی، ولی ظاهرا در راستای خدمت حداکثری به اربابان صهیونیسم این ایرانی ها و یونانی ها در طول تاریخ هستند که جور نظام برده داری اینها رو باید بکشند.


___________________



Yesterday I was looking for a series of articles about the fruit and vegetable market, for which I went back to magazines from 30-40 years ago.
I had searched these magazines several times so far, and this time I was reading them more calmly. One page had written: If America or England and other superpowers like France, Germany and even Japan pay more for international organizations than others, it is because of domination and power.
Currently, a new order is being formed in the world in the world of information and communication. An order in which small news agencies, even one-man news agencies, can deliver news to the people of the world. These new news agencies have caused the old official news agencies, which often provided nothing more than advertising, to be less noticed, and by the way, most of the audience has noticed more important news that is happening in the world.
The old news agencies, with the emergence of these new journalists, especially during the Zionist genocide of the oppressed Palestinian people, have jeopardized many of the Zionist interests in the world.
Here, the role of financial assistance that the Zionists give to international organizations becomes active. If the Zionists see that an organization has agreed to this new news system, they will deprive that organization of their financial assistance and sanction it. In this case, the United States will withdraw from these international organizations, which is a source of joy.
I was reading this in a magazine whose history dates back to the years of Iraq's aggression against Iran. A few years had passed since the imposed war. Currently, a new order is being formed in the world in the world of information and communications. An order in which small news agencies, even one-man news agencies, can deliver news to the people of the world. These new news agencies have caused the old official news agencies, which often provided nothing more than a propaganda horn, to receive less attention, and by the way, most of the audience has become aware of more important news that is happening in the world.
The old news agencies, with the emergence of these new journalists, especially during the Zionists' genocide of the oppressed Palestinian people, have jeopardized many of the Zionists' interests in the world.
Here, the role of the financial assistance that the Zionists give to international organizations becomes active. If the Zionists see that an organization has agreed to this new news system, they deprive that organization of its financial assistance and sanction it. In this case, the United States will withdraw from these international organizations, which is a source of joy.
That is, I was reading the magazine thirty years ago and the content was from today. As I was turning the pages and my topic was something else, I came to a page that I was already reading from the bottom:

"As a representative of Greece, last October, I proposed to the UNESCO General Assembly in Paris that on March 22, the first day of spring, at noon, everywhere in the world, in the north, in the south, in the east, in the west, everything would stop for a minute. At this minute, all vehicles should stop, workers in factories should put down their tools, teachers and students in classrooms should stand up, judges in court should stand up, parliaments around the world should be suspended, and soldiers should gather in barracks and sports fields so that all human beings on the planet can firmly demand peace.”

I was surprised and asked what this means? It suggests that the East and the West and all of them should do something. I did not pay attention to the content. I read the first paragraph, which said:
“That the peoples of all countries are living in the anxiety of a world war, a war that, whether intentionally or by accident, will inevitably lead to a nuclear conflict…”
I did not read the rest of it. The rest of the text is still being said today, with photos and images, with films and speeches, and yesterday with signatures and embellishments, even with a proposal for “One Minute for Peace.” At the same time, in an imposed war, called the Twelve-Day War, a thousand of our country's commanders and elites were martyred and five thousand were disabled in the name of fighting a nuclear war.
Now, what day was it yesterday when this Greek wrote this article? It was the day that German companies had sold unconventional and mass destruction chemical weapons to Saddam Hussein in Iraq for the first time, so that he could strike us Iranians and kill many of our innocent people!
I said that the same thing is happening today. Let me go and see what is happening today in Greece, which is Israel's neighbor. I looked and saw that they were protesting the increase in working hours to 13 hours a day.
I looked and it is the same in our country. It was at that time that a video of a working woman was being circulated, with a famous entrepreneur kissing her hand and saying that she would get up at five in the morning with three children (and I don't have a husband). I leave at six in the morning and work at our factory starts at seven in the morning. At three in the afternoon I go to a kitchen and work until one in the morning!
I mean, with this video of a strange man kissing a woman's hands, it was beautiful with a verbal demonstration, otherwise we would see Europe and Greece going on strike right now, why shouldn't our working hours be like other EU countries, and the working hours of Europeans are decreasing and our working hours are increasing?!
I haven't counted yet how much work and misery this woman has to endure, who gets ready to go to work from 5 in the morning until 1 in the morning the next day and sleeps a total of 4 hours a day, but apparently in order to serve the masters of Zionism as much as possible, these Iranians and Greeks have been the ones who have to kill this kind of slavery system throughout history.

انهدام منابع طبیعی ایران توسط دولت پزشکیان

آرم سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور

من داشتم دنبال این میگشتم که تفاوت کل و بز رو به مردم چطوری بگم که خوردم به کلی نامه که دارند میگویند منابع طبیعی و آبخیزداری کشور رو دارند منحل میکنند. خیلی هم دیر نیست و از مرداد ماه کلید خورده.

الآن که کشور درگیر کم آبی و نیازهای تامین کالاهای اساسیه، من دیگه نباید دغدغه آبخیزداری و حفظ منابع طبیعی رو داشته باشم. آن وقت اینها چه میگویند؟ میگویند تو حواست به این بخش از منابع طبیعی نبوده و از این غفلت تو استفاده کرده اند و در حال منحل کردن بخش اجرایی حفاظت از محیط زیست کشور بوده اند!
مدیران و مسئولان رده بالای کشوری برای ماموریت های خارج از کشور خود، حق ماموریت را از ریال به دلار تغییر داده اند و پولشون زیادی کرده، و در رفتن به خارج از کشور و خرج های کلان با هم مسابقه میدهند و رقابت میکنند. آن وقت اینطرف، گفته اند که پول نیست و سازمان برنامه و بودجه، بودجه نداشته برای حفاظت از جنگل ها بده و در نتیجه در راستای چابکسازی این سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری هست که باید منحل شود!
آنچه امروز توسط وزیر کشاورزی، غلامرضا نوری قزلجه، به عنوان چابک‌سازی مطرح می‌شود، تمام دار و ندار منابع‌‌طبیعی کشور را منهدم می‌کند.

سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور- زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی

چابکسازی نظامهای دولتی و اخراج کارکنان همزمان با رها کردن عرصه های طبیعی در اختیار دزدان و غارت گران نتیجه ای جز افزایش شکار بی رویه و تخریب بیشتر محیط زیست نخواهد داشت و دولت در پی آن است که این بار بدون نظارت سازمان منابع طبیعی تالاب میانکاله را نابود و طرح پتروشیمی در آن اجرا کند تا دوستان خودش درآمدهای هنگفت از نابودی سرزمین سرسبز ایران بدست آورند. این انحلال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری به جز گران شدن محصولات کشاورزی و دامداری، با نابودی مراتع، و افزایش زمین خواری با نبود نظارت، نتیجه ای در پی ندارد.

بهانه آنها که می خواهند سازمان حفاظت از محیط زیست را نابود کنند این است که این سازمان پر خرج است و بی فایده. در حالیکه اختصاص بودجه کافی و پایدار به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، متناسب با گستره وظایف و اهمیت راهبردی آن، امری حیاتی است. این بودجه باید امکان اجرای طرح های مطالعاتی، تحقیقاتی، حفاظتی و آبخیزداری را فراهم آورد. حیطه کارمحیط زیست بقدری بالاست، که حتی بنظر میرسد یک وزارت خانه جدا به آن اختصاص دهند.
دولت نسبت به حفظ محیط زیست کوتاهی میکند. دولت پزشکیان برود از کشورهای دیگر آسیایی الگو بگیرد. تایلند، برخی مزارع چند صد هکتاری خود را به روی مردم باز کرده است تا گشتن و تفریح میان بز و گوسفند احساس نزدیکی بیشتری با طبیعت و حیوانات داشته باشند. چین در حال جنگل کردن بیابان های خود است و کره هم به طور مشابه برای حیات وحش خود در حال برنامه ریزی و اجرا هستند. دولت پزشکیان چه برنامه ای برای حفاظت از منابع طبیعی و حیات وحش ایران داشته است؟ آیا این برنامه انحلال سازمان منابع طبیعی و آبخیز داری کشور بوده است؟
شائبه نفوذ فساد در مصوبه انحلال سازمان منابع طبیعی کشور
در ادامه نامه برخی از دلسوزانی که از این موضوع آگاه شده اند را ارائه میدهم، اما موضوع انحلال سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری ایران، در سکوت و در بی خبری بسیاری از دلسوزان در حال انجام است.



_____________________

I was looking for how to explain the difference between a whole and a goat to people when I came across a letter saying that they are disbanding the country's natural resources and watershed management. It's not too late and it has been going on since August.
Now that the country is struggling with water shortages and the need to supply basic goods, I should no longer be concerned about watershed management and preserving natural resources. What will they say then? They say that you did not pay attention to this part of natural resources and they have taken advantage of this negligence and have been disbanding the country's executive department for environmental protection!
High-ranking managers and officials of a country have changed the mission fee from rials to dollars for their missions abroad and have made a lot of money, and they compete and compete with each other in going abroad and making big expenses. At that time, they said that there is no money and the Planning and Budget Organization does not have a budget for protecting forests, and as a result, in order to make this organization more agile, it is the Natural Resources and Watershed Management Organization that should be disbanded!
What is being proposed today by the Minister of Agriculture, Gholamreza Nouri Qeziljeh, as agility, is destroying the country's entire natural resources.
Agility of government systems and dismissal of employees, while leaving natural areas at the disposal of thieves and looters, will have no result other than increasing uncontrolled hunting and further environmental destruction, and the government is seeking to destroy the Miankaleh Wetland without the supervision of the Natural Resources Organization and implement a petrochemical project in it so that its friends can earn huge income from the destruction of Iran's lush land. This dissolution of the Natural Resources and Watershed Management Organization will have no result except for the increase in the price of agricultural and livestock products, the destruction of pastures, and the increase in land grabbing due to the lack of supervision.
The excuse of those who want to destroy the Environmental Protection Organization is that this organization is costly and useless. While allocating sufficient and sustainable budget to the Natural Resources and Watershed Management Organization of the country, commensurate with the scope of its duties and strategic importance, is vital. This budget should enable the implementation of study, research, conservation and watershed management projects. The scope of the environment is so large that it even seems like they should dedicate a separate ministry to it.
The government is failing to protect the environment. The Pezeshkian government should follow the example of other Asian countries. Thailand has opened some of its several hundred-hectare farms to the public so that people can feel closer to nature and animals by walking and having fun among goats and sheep. China is reforesting its deserts, and Korea is planning and implementing similar plans for its wildlife. What plan has the Pezizian government had to protect Iran’s natural resources and wildlife? Was this plan to dissolve the country’s Natural Resources and Watershed Management Organization?

Below, I will present the letters of some sympathizers who have become aware of this issue, but the issue of dissolving the Iranian Natural Resources and Watershed Management Organization is being carried out in silence and without the knowledge of many sympathizers.


آرم اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران

پیوستها

پیوست 1:
حزب طبیعت سبز ایران" در اعتراض به مصوبه شورایعالی اداری که منجر به انحلال سازمان منابع طبیعی کشور می شود، بیانیه ای صادر کرد. در این بیانیه نسبت به عواقب و پیامدهای خطرآفرین این مصوبه هشدار داده شده و با اشاره به مخالفت های متعدد اندیشمندان، صاحبنظران و دلسوزان، ابعاد ناصواب آن مورد توجه قرار گرفته است
به‌نام خدا

بیانیۀ حزب طبیعت سبز ایران
در اعتراض به مصوبه شورایعالی اداری و انحلال سازمان منابع‌طبیعی کشور
ابلاغ مصوبۀ شورایعالی اداری با موضوع چابک‌سازی ساختار وزارت جهادکشاورزی که در واقع باعث انحلال سازمان تخصصی متولی منابع‌طبیعی کشور می شود؛ از جهات متعددی محل اشکال و ایراد است.

خوشبختانه طی این مدت ابعاد ناصواب این مصوبه از نظر فنی؛ حقوقی و اجرایی توسط اندیشمندان؛ صاحب‌نظران و دلسوزان ایران زمین آشکار شده و به روشنی و به صورت مستدل بیان شده است. موج گستردۀ بیانیه‌های تشکل‌های علمی و تخصصی و نیز مصاحبه‌ها و مقالات استادان دانشگاه و متخصصان فن؛ حجت را تمام کرده و مرز را از حد کفایت فراتر برده چرا که گفته‌اند: « در خانه اگر کس است یک حرف بس است ». اما جای شگفتی است که چرا دولتی که شعارش وفاق و تعهدش عمل براساس نظر کارشناسی است، برای شنیدن سخن‌های کارشناسی با این میزان از وثاقت و صلاح؛ گوش‌گرانی می‌کند و بی‌اعتنا به این فریادها و هشدارهای دلسوزانه با شگردهای کهنه و نخ‌نمای اداری سعی در پیشبرد مصوبۀ ناصواب خود دارد و همچنان برسر شاخه نشسته و بُن می‌بُرد.
به دولت محترم و سازمان امور اداری و استخدامی دلسوزانه توصیه می‌کنیم که به‌جای خودزنی و قلع‌وقمع بدنۀ ضروری حاکمیتی دولت و حذف سازمان‌های اجرایی تخصصی و خدمتگزار؛ همت خود را برای چابک‌سازی و تعدیل ساختارهای موازی و ناکارآمدی نماید که بخش چشمگیری از بودجه عمومی را به صورت غیرشفاف مصرف می‌کنند و مردم از نتایج کار آن‌ها نه تنها بی‌بهره‌اند که بی‌خبرند. اگر ساختارهایی به اشتباه به‌وجود آمده‌اند، بنا نیست سازمان‌های دیگری به اشتباهی بزرگتر حذف شوند.
انحلال سازمان متولی منابع‌طبیعی جای تردید؛ ابهام و حتی بدبینی دارد. تداوم اصرار بر عدم ابطال مصوبۀ مذکور و اجرای آن به صورت محفلی و غیرشفاف و طفره رفتن از پاسخگویی شجاعانه و صریح؛ شائبۀ نفوذ فساد در اتخاذ تصمیماتی از این دست را در اذهان عمومی تقویت می‌کند و نگرانی از بازیچه شدن سیستم دیوانی در دست ایران‌خواران و رانت‌خواران را دامن می‌زند.
لازم است تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان این‌گونه مصوبات بدانند که جامعۀ بزرگ منابع‌طبیعی و محیط‌ زیست کشور هشیارتر از آن است که با گردش اداری بی‌معنی مکاتبات اعتراضی و اعلام موضع‌های خنثی و بی‌اثر مس‍‍‍‍ئولان امر، از ابطال مصوبۀ مذکور صرف نظر کنند.

گذر زمان موجب فراموشی ما و تسهیل انجام این انحلال اشتباه نخواهد بود. مسئولان را زنهار می‌دهیم که به خستگی یا فراموشی مطالبه‌گران دلسوز طبیعت ایران دل خوش نکنند که ما صبوری؛ مقاومت و مداومت را از طبیعت آموخته‌ایم.
دهم مهر ماه ۱۴۰۴


پیوست 2:
حزب طبیعت سبز ایران
رئیس دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در این نامه هشدار داده است که چابکسازی نظامهای دولتی با توجه به مقاومتها میتواند در ابتدا نا آرامیهایی را به وجود بیاورد و عرصه منابع طبیعی و محیط زیست مناسب اقدامات آزمون و خطا نیستند و ممکن است منجر به نابسامانی های اجتماعی شوند
متن کامل این نامه در ادامه منتشر می شود.

بسمه تعالی
برادر ارجمند جناب آقای دکتر رفیع زاده
معاون محترم رئیس‌جمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور

با عرض سلام و دعای خیر،
احتراما به استحضار می‌رساند در راستای مصوبه اصلاح ساختار در وزارت جهاد کشاورزی، نشست هم اندیشی با حضور جمع کثیری از متخصصان، صاحب نظران، اساتید، محققان، کارشناسان و علاقمندان از حوزه‌های مختلف آموزش، تحقیقات، اجرا، اتحادیه‌ها و انجمن‌های علمی و سازمان‌های مردم نهاد تحت عنوان "منابع طبیعی ایران و مصوبه اصلاح ساختار شورای عالی اداری" در تاریخ 14/7/1404 در دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران برگزار شد.
پس از سخنرانی تعدادی از صاحب نظران، حاضران در نشست به بحث و تبادل نظر پرداختند که جمع بندی آن جهت استحضار و اقدام لازم به شرح زیر تقدیم می گردد.
دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و اصولا بخش‌های تحقیقاتی، علمی و پژوهشی مرتبط با منابع طبیعی در زمینه تولید و انتشار علوم این حوزه بر طبق آمارهای بین‌المللی همواره یکی از سرآمدهای دنیا بوده و هستند. قدمت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری نیز در کنار این دانش همواره مورد مباهات بوده است. این پشتوانه‌های علمی بخش منابع طبیعی و محیط زیست، به‌شدت نگران آینده منابع طبیعی و محیط زیست ایران بوده و اجرای این مصوبه را آسیب‌زا و به نفع کشور نمی‌دانند که استدعا دارند این نگرانی مد نظر حضرتعالی و همکاران محترم قرار گیرد.

پیوست 3:
اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی ومحیط زیست ایران با ارسال یک نامه خطاب به رییس جمهور از او درخواست کردند تا مصوبه اخیر "شورایعالی اداری کشور" را که منجر به انحلال سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری خواهد شد لغو کند. همچنین در این نامه از مسعود پزشکیان درخواست شده تا به ضرورت اصلی و فوری و درخواست دیرینه و همیشگی بخش حاکمیتی منابع طبیعی و کارشناسان یعنی تفکیک سریع بخش انفال و منابع طبیعی کشور از بخش خصوصی و برچیده شدن سایه مخرب کشاورزی بر منابع طبیعی کشور بپردازد که تجربه بسیار موفق و دستاوردهای "وزارت منابع طبیعی" در دهه 40 موید این ضرورت فوری است
 اساتید دانشگاه ضمن انتقاد و ابراز نگرانی عمیق از تصمیم غیر کارشناسی و عجولانه دولت، با برشمردن وظایف ذاتی "سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور" که مستلزم حفظ ساختار یکپارچه و مدیریت واحد در حوزه منابع طبیعی است، از رییس جمهور خواستند با لغو فوری این تصمیم غیرکارشناسی، از پیامدهای جبران ناپذیر این مصوبه بر پیکر منابع طبیعی کشور جلوگیری کند.

متن کامل این نامه را در ادامه می خوانید.
بسمه تعالی
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران تاریخ: ۲۲/۵/۱۴۰۴
سلام علیکم
موضوع: درخواست لغو فوری مصوبه شورای عالی اداری در خصوص سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور
با احترام، در پی ابلاغیه شماره ۴۰۷۳۹ مورخ ۱۱/۵/۱۴۰۴ معاون اول محترم رئیس جمهور، موضوع مصوبه شورای عالی اداری مبنی بر «تجزیه ساختار، انتزاع وظایف و انتقال ماموریتهای ذاتی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور به سایر دستگاهها» با عنوان "سند ماموریت، وظایف اساسی و الزامات اصلاح ساختار کلان وزارت جهاد کشاورزی"، بدینوسیله امضاء کنندگان ذیل این نامه از اعضای هیات علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی منابع طبیعی و آبخیزداری سراسر کشور، ضمن ابراز نگرانی عمیق از تصمیم غیر کارشناسی و عجولانه مذکور، توجه حضرتعالی را به موارد ذیل معطوف میدارد؛
1 .این تصویب نامه، عمده وظایف و ماموریتهای ذاتی یکی از مهمترین سازمانهای حاکمیتی صیانت از سرزمین ایران را دستخوش تغییرات جدی نموده است که
با مختل نمودن کارآیی و اثرگذاری آن، شائبه انحلال سازمان مذکور را به ذهن متبادر میسازد. فارغ از نحوه شکلگیری این تصمیم و ابلاغ آن در وضعیت خاص کنونی کشور، با نگاهی به شرایط تغییرات اقلیمی و وضعیت بحرانهای مبتلابه کشور در حوزه طبیعی اعم از فرسایش خاک، سیلخیزی، بحران آب، تخلیه آبخوانها، فرونشست زمین در دشتها، بیابان زایی، پدیده گرد و غبار و دیگر معضلات عرصههای طبیعی، چند پاره شدن سازمانی که سابقاٌ در این کشور «وزارت منابع طبیعی» بوده است، پیامدی جز تخریب سرزمین و تهدید امنیت پایدار زیستی کشور نخواهد داشت.

۲ . با تفکیک وظایف حاکمیتی و اجرایی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و انتقال وظایف مذکور در حوزه سیاستگذاری و تدوین ضوابط به سازمان محیط زیست و سیاستگذاری و تنظیم گری به ستاد وزارت جهاد کشاورزی و واگذاری وظایف اجرایی بسیار مهمی نظیر جنگلداری، مرتعداری و آبخیزداری به واحدهای استانی وزارت جهاد کشاورزی و بخش غیر دولتی، ساختار یکپارچه و مدیریت واحد در حوزه منابع طبیعی از بین خواهد رفت. تبعات این امر، از دست رفتن انسجام ملی در مدیریت جامع و یکپارچه جنگلها، مراتع، بیابانها و حوزههای آبخیز را در پی خواهد داشت.
۳ . این تصویب نامه در تناقض با اختیارات و مسئولیتهای قانونی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و مغایر با ماده (۲ (قانون ملی شدن جنگلها و مواد (۲) ،(۳) ،(۱۳ (قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع میباشد که حفظ ، احیاء، اصلاح و توسعه جنگلها، مراتع، بیشههای طبیعی و اراضی جنگلی ملی شده بعنوان اموال عمومی و بهرهبرداری از آن را به عهده سازمان جنگلبانی ایران قرار داده است. از سوی دیگر چندگانگی سیاستگذاری و اجرا در دستگاههای مختلف موجب تعارض منافع و عدم اجرای درست تکالیف قانونی منابع طبیعی میگردد.
۴ . با توجه به تجربه ناموفق اینگونه واگذاری ثروتهای عمومی به بخشهای خصوصی در گذشته، با اجرای این مصوبه نسبت به تخریب منابع طبیعی به بهانه های اقتصادی و گسترش زمینخواری هشدار جدّی می دهیم.
بنابراین با عنایت به موارد فوق اینجانبان اعضاء هیات علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی مرتبط با رشته های مختلف منابع طبیعی کشور از محضر حضرتعالی که همواره بر توجه به نظرات جامعه علمی و دانشگاهی تاکید داشتهاید، مجدّانه تقاضا داریم با لغو فوری این تصمیم غیر کارشناسی، از تبعات جبران ناپذیر این مصوبه بر پیکیر منابع طبیعی کشور جلوگیری فرمایید.

امضا کنندگان :
126 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقات منابع طبیعی سراسر کشور
1 .مجید مخدوم، استاد دانشگاه تهران
2 .ارسطو سعید، استاد دانشگاه تهران
3 .تقی شامخی، استاد دانشگاه تهران
4 .عطااله کاویان، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
5 .وحید اعتماد، دانشیار دانشگاه تهران
6 .مسعود طبری، استاد دانشگاه تربیت مدرس
7 .حسن پور بابایی، استاد دانشگاه گیلان
8 .علی اصغر درویش صفت، استاد دانشگاه تهران
9 .هادی کیادلیری، دانشیار دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات
10 .زینب حزباوی، دانشیار، دانشگاه محقق اردبیلی
11 .علی حقی زاده، استاد، دانشگاه لرستان
12 .سجاد قنبری، دانشیار دانشگاه تبریز
13 .ابراهیم امیدوار، دانشیار دانشگاه کاشان
14 .امیر میرزایی موسیوند، استادیار دانشگاه لرستان
15 .اکبر نجفی، استاد دانشگاه تربیت مدرس
16 .سید محمد حجتی، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
17 .بختیار فتاحی، دانشیار دانشگاه ملایر
18 .جواد اسحاقی، استاد دانشگاه ارومیه
19 .سهراب الوانی نژاد، دانشیار دانشگاه یاسوج
20 .امید فتحی زاده، استادیار دانشگاه تبریز
21 .مهدی بروغنی، دانشیار دانشگاه حکیم سبزواری
22 .علی صالحی، دانشیار دانشگاه گیلان
23 .جواد سوسنی، دانشیار دانشگاه لرستان
24 .کیومرث سفیدی، استاد دانشگاه محقق اردبیلی
25 .مهدی حیدری، استاد دانشگاه گیلان
26 .اصغر فلاح، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
27 .زینب جعفریان، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
28 .مهدی معمری، استاد دانشگاه محقق اردبیلی
29 .کامبیز طاهری آبکنار، دانشیار دانشگاه گیلان
30 .سهیلا نوری، دانشیار دانشگاه زابل
31 .حامد اسدی، استادیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
32 .شفق رستگار، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
33 .وحید کریمیان، استادیار دانشگاه یاسوج
34 .سید محمد واعظ موسوی، استادیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
35 .محمد صادقی نیا، دانشیار دانشگاه اردکان
36 .نسرین سیدی، دانشیار دانشگاه ارومیه
37 .مژگان السادات عظیمی، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
38 .اسفندیار جهانتاب، دانشیار دانشگاه فسا
39 .داوود اخضری، دانشگاه دانشگاه ملایر
40.مصطفی مرادی، دانشیار صنعتی خاتم الانبیا بهبهان
41 .مریم قربانی، استاد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
42 .امید اسماعیل زاده، دانشیار تربیت مدرس
43 .میرحسن میریعقوب زاده، دانشیار دانشگاه ارومیه
44 .علیرضا سپه وند، دانشیار دانشگاه لرستان
45 .مرتضی اکبری، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
46 .سید عطاالله حسینی، استاد دانشگاه تهران
47 .محمد عواطفی همت، استادیار دانشگاه تهران
48 .زهرا میر آزادی، استادیار دانشگاه لرستان
49 .رفعت زارع بیدکی، دانشیار دانشگاه شهرکرد
50 .حسام احمدی بیرگانی، دانشیار دانشگاه ارومیه
51 .مرضیه رضایی، دانشیار دانشگاه هرمزگان
52 .ام البنین بذر افشان، استاد دانشگاه هرمزگان
53 .مهتاب پیر باوقار، دانشیار دانشگاه کردستان
54 .سید مهدی امینی نسب، استادیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
55 .رسول زمانی، دانشیار دانشگاه شهر کرد
56 .حمید رضا ریاحی بختیاری، دانشیار دانشگاه شهرکرد
57 .اباذر اسمعلی عوری، استاد دانشگاه محقق اردبیلی
58 .مهرداد سرخیل، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
59 .محسن بهمنی، استادیار دانشگاه ملایر
60 .رحیم ملک نیا، استادیار دانشگاه لرستان
61 .عین الله روحی مقدم، دانشیار دانشگاه زابل
62 .امین محمدی، استادیار دانشگاه گنبد کاووس
63 .فرهاد قاسمی، دانشیار دانشگاه ملایر
64 .نقی شعبانیان، استادیار دانشگاه کردستان
65 .محمد نهتانی، استادیار دانشگاه زابل
66 .مهرداد نیکوی، استاد دانشگاه گیلان
67 .سعید نادری، دانشیار دانشگاه گیلان
68 .نوازالله مرادی، دانشیار دانشگاه هرمزگان
69 .هیراد عبقری، دانشیار دانشگاه ارومیه
70 .ساسان بابایی، استادیار دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات
71 .حمید رضا ناصری، دانشیار دانشگاه تهران
72 .قاسم اسد پور، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
73 .سینا عطارروشن، استادیار دانشگاه آزاد واحد اهواز
74 .علی طالبی، استاد دانشگاه یزد
75 .امیر حسین پارسا مهر، استادیار دانشگاه فسا
76 .اسحق زکی پور رحیم اباری، دانشیار دانشگاه گیلان
77 .فرزاد شریف زاده، استاد دانشگاه تهران
78 .رضا امیدی پور، استادیار دانشگاه ایلام
79 .ضیاالدین باده یان، دانشیار دانشگاه فسا
80 .ابوالفضل طهماسبی، دانشیار دانشگاه گنبد کاووس
81 .محمد فرجی، دانشیار دانشگاه صنعتی خاتم الانبیا بهبهان
82 .حسن اکبری، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
83 .مجتبی سلیمانی، دانشیار دانشگاه جیرفت
84 .داوود نیک کامی، استاد پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری
85 .سید محمد تاجبخش، استاد دانشگاه بیرجند
86 .محسن توکلی، دانشیار دانشگاه ایلام
87 .زهرا ابراهیمی خوسفی، دانشیار دانشگاه جیرفت
88 .مهدی وفاه خواه، استاد دانشگاه تربیت مدرس
89 .سعید نادری، دانشیار دانشگاه گیلان
90 .محمد متینی زاده، دانشیار موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
91 .احمد رحمانی، دانشیار موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
92 .محمد فتاحی، استاد موسسه تحقیقات جنگل و مراتع
93 .هادی درودی، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایرانشهر
94 .نادیا کمالی، دانشیار موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع
95 .هومن روانبخش، استادیار موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
96 .سهیلا ابراهیمی، دانشیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران
97 .علی لاهیجی، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان
98 .صالح یوسفی، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری
99 .فاطمه پاسبان، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی
100 .محمد رضا جوادی، استادیار دانشگاه آزاد واحد نور
101 .ایمان صالح، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یاسوج
102 .مجید خزایی، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی یاسوج
103 .اکبر رستم پور، دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی
104 .معراج شرری، دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی
105 .حسین زینی وند، دانشیار دانشگاه لرستان
106 .لیلا غلامی، دانشیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
107 .مهدی نیک سرشت، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایلام
108 .شمس الله عسکری، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایلام
109 .محمد رضا جعفری، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایلام
110 .علی نجفی فر، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایلام
111 .فریدون سلیمانی، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ایلام
112 .هادی معماریان، دانشیار دانشگاه بیرجند
113 .داوود محمد رضایی، دانشیار دانشگاه ملایر
114 .عبدالرسول زارعی، استاد دانشگاه فسا
115 .سید اکبر جوادی، دانشیار دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات
116 .میر مظفر فلاح چای، استاد دانشگاه آزاد واحد گیلان
117 .رئوف مصطفی زاده، دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی
118 .بیتا معزی پور، استادیار دانشگاه محقق اردبیلی
119 .اردوان قربانی، استاد دانشگاه محقق اردبیلی
120 .محمد احمدی، دانشیار دانشگاه محقق اردبیلی
121 .بهناز عطاییان، استادیار دانشگاه ملایر
122 .داوود اخضری، دانشیار دانشگاه ملایر
123 .فرج الله ترنیان، دانشیار دانشگاه لرستان
124 .سید مسعود سلیمان پور، دانشیار مرکز تحقیقات فارس
125 .مژگان عباسی، دانشیار دانشگاه شهرکرد
126 .فرشاد سلیمانی ساردو، دانشیار دانشگاه جیرفت